ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )

58

فرقه هاى اسلامى ( فارسى )

( م 340 / 951 ) ابو بكر رازى ( م 370 / 981 ) و ابو عبد الله صيمرى ( م 436 / 1045 ) معتزلى بودند « 1 » . در شهر رى كه از ديرباز جماعتى انبوه از حنفيان در آنجا زندگانى مىكردند ، مردم در سده سوم / نهم و نيمه نخست سده چهارم / دهم پيرو مكتب كلامى حسين نجّار ( كه در سال 200 / 815 مىزيسته ) بودند . آن مكتب پيروانى بسيار نيز در حومه رى ، قزوين و گرگان داشت « 2 » . نجّاريه به ويژه مكتبى خاص كلامى از حنفيان بود . آنها ايمان را به شيوه مرجئيان تعريف مىكردند . كه به گونه‌اى دقيق قدرى بود ، اما در باره صفت‌هاى خدايى نظريه ضد شبه « 3 » ( يا تعطيل ) داشتند كه به عقيده معتزله در اين باب نزديك بود . با توجه به اين تركيب نظريه‌هاى كلامى ، آنها را بيشتر در شمار جهميان مىآورند ، هر چند مدركى در دست نيست كه آنها جهم پسر صفوان را به گونه يكى از آموزگاران خود دانسته باشند « 4 » . در روزگار آل بويه وى نيز يكى از كانون‌هاى معتزليان گشت . اين امر به ويژه در پى كوشش‌هاى وزير خاندان بويه ، صاحب پسر عباد ، بود كه بزرگترين دانشمند معتزلى آن زمان عبد الجبار همدانى ( م 415 / 1024 - 1025 ) را قاضى قضات رى ساخت و بنا به گفته مقدسى « 5 » داعيان معتزلى را به ميان گروههاى حنفى منطقه گسيل داشت . با اينكه قاضى عبد الجبار خود كيش شافعى داشت ، تاثير او به گونه آموزگارى در ميان حنفيان و شيعيان امامى و زيدى كه آنها نيز از پشتيبانى صاحب پسر عباد برخوردار بودند . بسيار زياد بود . گشوده شدن شهر رى به دست محمود غزنوى در سال 420 / 1029 و به آتش كشيده شدن كتابهاى معتزلى و كتابهاى الحادى ديگر به فرمان او ضربه‌اى سخت بر معتزليان بود ، ولى نتوانست نفوذ آنها را جاودانه ريشه‌كن كند . يكى از بزرگترين و ارجمندترين دانشمندان حنفى شهر رى در آغاز دوره سلجوق اسماعيل پسر على

--> ( 1 ) . « گسترش مذهب ماتريدى و تركان » ص 112 . ( 2 ) . همان ، ص 113 . ( 3 ) . كسانى كه خدا را به شكل انسان مىدانند . م ( 4 ) . See J . Van ess « Dir r b . Amr und die Cahmiyya , » in Der islam XLIV pp . 56 - 63 . ( 5 ) . مقدسى ، ص 395 .