ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )

56

فرقه هاى اسلامى ( فارسى )

بودند و با كاربرد راى در كلام مخالفت مىنمودند . اما محدثان در بسيارى از مسأله‌هاى كلامى همداستان نبودند و اين پنداشت كه بيشتر شافعيان از لحاظ كلامى حنبلى بودند درست نيست . در كيش شافعى نخستين جريانهاى خردگرا نيز وجود داشته است . گفته‌اند كه ابن سريج بارها به ديدار ابو حسين خياط پيشواى معتزليان بغداد مىرفته و برخى از عقيده‌هاى او را پذيرفته بوده است « 1 » . ابو بكر قفّال شايد به خطا متهم شده بود كه معتزلى مذهب است . معروف است كه او در بنيادهاى فقهى خود بيش از ميزانى كه بعدها از سوى كيش شافعى تأييد شد پايگاههاى خردگرا را بر مىگزيده است « 2 » . تحولى كه پىآمدهاى ژرف داشت ، پذيرش كلام اشعرى از سوى شافعيان نيشابور در آغاز سده پنجم / يازدهم بود . دو دانشمند از متكلمان اشعرى كه آوازه‌اى بلند داشتند ، ابو بكر پسر فورك ( م 406 / 1015 ) و ابو اسحاق اسفراينى ( مرده 418 / 1027 ) كه در بغداد دانش اندوخته بودند ، در اين زمان از براى تدريس به بزرگ شهر خراسان آمدند . برخى از خاندانهاى بزرگ شافعى مذهب نيشابور آرمانهاى اشعريان را پيگيرى كردند و از آن پس اين مذهب در نيشابور كه كانون بزرگ آموزش‌هاى شافعى در خاور شده بود ، نيك استقرار يافت . آنگاه مكتب اشعرى در ميان ديگر جامعه‌هاى شافعى ايران كه برخى از نيشابور و برخى از عراق بودند با شتاب گسترش يافت . در دورهء سلجوقيان ، كلام اشعرى به گونه مهمترين مكتب كلامى شافعيان در سراسر جهان اسلام رواج يافت ، هر چند برخى از حديث‌گرايان كه از نفوذ كيش حنبلى متأثر بودند ، همواره از درون مذهب شافعى با آن مخالفت مىورزيدند « 3 » . البته قدرت نفوذ اشعرى در ميان شافعيان را نبايد با شماره به نسبت اندك كسانى كه به گونه‌اى رسمى كلام اشعرى را مطالعه مىكردند يا آن را به كار مىبردند اندازه‌گيرى كرد . اين قدرت بيشتر در پذيرش عقيده‌ها و

--> ( 1 ) . ابن المرتضى ، طبقات المعتزله ص 129 . ( 2 ) . Halm ص 113 . ( 3 ) . » The spread of M turidism and the Turks « p . 109 - 110 .