ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )
49
فرقه هاى اسلامى ( فارسى )
احمد پسر حنبل و خانوادهاش از اين نوع كسان بودند . بنا به تأكيد مأخذها احمد ، تازى تبار بود . بىگمان همه تازيان از خراسان آمده بر رويهم بيش از ايرانيان خواهان ماندن هميشگى در بغداد بودند شمارى از خانوادههاى ايرانى نيز از براى خدمت عباسيان به بغداد مىآمدند كه برخى از آنان پايگاههايى بلند يافتند اما اينان بىگمان اقليتى به شمار مىرفتند و معروف است كه بسيارى از ايشان به بددينى و تشيع پيوستند . احساسهاى تازى مآب در يكى از اصلهاى عقيدههاى ابن حنبل بازتاب يافته است كه بر طبق آن شعوبيان را از جمله فرقههاى مذهبىيى مىشمارد كه درخور محكوميتاند و آنها را ملحدانى گمراه مىداند ، مىگويد : تازيان و موالى در چشم ما يكسانند ، موالى هيچگونه حق تقدم ، از براى تازيان نمىشناسند ، و به وجود هيچگونه فضيلتى در آنان خستو نيستند ، تازيان را دوست ندارند بلكه از آنها نفرت دارند و كينه رشك و بيزارى از تازيان را در دلهاى خود پنهان مىكنند « 1 » . متهم ساختن ابن حنبل به داشتن تعصب ضد ايرانى و بر رويهم پشتيبانى از حقوق والاتر از براى تازيان درست نيست . به نظر او لياقت و مزيت در اصل تنها در مسلمانى است . با اين وصف او به ظاهر لياقت و برترى را در آغاز پيدايش اسلام از آن تازيان مسلمان مىدانست . در عين حال مىبايست دوران نمونه كمال مطلوب اسلام پيوسته به رسميت شناخته شود ، كفه ترازوى سلسله مراتب مزيت به گونهاى بازگشتناپذير به سود تازيان سنگينى يافت . محكوم ساختن سخت ارجاء از سوى كيش حنبلى نيز شايد تا اندازهاى به تعريفى مساواتخواهانه كه مرجئان از ايمان مىكردهاند مربوط است ابو حنيفه و مرجئيان بر روى هم البته تفاوت كلى لياقت و برترى مذهبى را بر بنياد عبادت و اعمال انكار نمىكردند . اما موضع آنها در مردود شناختن هر نوع اختلاف مقام در ايمان ميان كسانى كه ضرورىترين كيفيت اسلام است ، و ادعاى آنها كه ايمان هر
--> ( 1 ) . ابن ابى يعلاء طبقات الحنابله ج 1 ص 34 .