ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )
39
فرقه هاى اسلامى ( فارسى )
ناديده گرفته شود نزديكى داشت . از درگيرى مرجئه در مبارزه از براى بازپس گيرى حقوق موالى و در گرويدنهاى گروهى به اسلام سرزمينهاى خاورى نخستين بار در زمان خليفه اموى عمر دوم سخن رفته است . اين خليفه همچنانكه مشهورست سخت علاقهمند بود كه مردم اسلام را بپذيرند و بر رويهم هواخواه مرجئيان بود . طبرى مىنويسد كه در سال 100 / 718 - 719 يكى از موالى به نام ابو صيداء صالح پسر طريف جنبى يا سعيد نحوى نزد خليفه شكوه برد كه چرا 20000 موالى كه بىدريافت هيچ مواجبى ( عطاء ) در جنگهاى خاور شركت كردند و گروه مشابهى كه تازه اسلام را پذيرفتهاند بايد به زور جزيه دهند . عمر به حاكم خراسان ، جراح پسر عبد الله دستور داد كه همه كسانى را كه به سوى مكه نماز مىگزارند از پرداخت جزيه معاف كند . در نتيجه تودههاى مردم به پذيرش اسلام شتاب همىكردند . مقامهاى حكومت به جراح گفتند كه مردم گروها گروه به اسلام روى مىآورند تنها از براى اينكه جزيه ندهند و بايد كسانى را كه به تازگى به اسلام در آمدهاند آزمايش كرد كه آيا ختنه شدهاند يا نه . جراح اين پيشنهاد را به آگاهى خليفه رساند و خليفه نوشت : خداوند محمد ( ص ) را همچون مبلغى فرو فرستاد نه همچون ختنهگرى و به جاى جراح والىاى ديگر كه با نظريههاى سياسى عمر همرايى بيشتر داشت به خراسان گسيل شد . سياستهاى عمر در برانگيختن مردم به پذيرش اسلام به ظاهر پس از مرگش چندان پايدار نماند طبرى در زير سال 110 / 728 - 729 مىنويسد كه والى خراسان اشرس پسر عبد الله از رايزنان خود خواست كه مردى پرهيزگار را معرفى كنند تا او را از براى فراخواندن مردم به كيش اسلام به فرارود فرستد . آنان ابو صيدا را معرفى كردند و چون او زبان فارسى را نيك نمىدانست يك تن ديگر را همراهش كردند . ابو صيدا گفت من به شرطى مىروم كه هر كس به كيش اسلام درآيد از پرداخت جزيه معاف باشد ، و والى شرط او را پذيرفت ، چون ابو صيدا ، به مردم سمرقند گفت با پذيرش اسلام از جزيه معاف خواهيد بود ، مردم سمرقند