ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )
33
فرقه هاى اسلامى ( فارسى )
بىدرنگ پس از مرگ على ( ع ) امامت به دست رهبران قشرهاى محروم يعنى محمد پسر حنفيه و ابراهيم عباسى پسر محمّد افتاد كه مخالف فرمانروائى خليفگان نامشروع بودند . با ابو مسلم امامت به ايرانيان بازگشت . هر چند كوشش دلاورانه وى از براى درهم شكستن سيطره تازيان و بنيان نهادن دوباره دادگرى به سبب پيمانشكنى خليفه عباسى منصور به شكست انجاميد ، نوه ابو مسلم با عنوان مهدى مىبايست كار او را به انجام رساند و كيش و سيطره ايرانى را دوباره برقرار سازد . بدينسان اسلام جز ميان پردهاى كوتاه در سنت مذهبى ايران چيزى نبود « 1 » .
--> ( 1 ) . نويسنده اسماعيلى بازپسين اتهام را نيز عليه اين ملحدان كه اهميت آنها مبهم است اقامه كرده . بنا به نوشته او آنها بر اين عقيده بودهاند كه به ارجمندان و توانگران پاداش تعلق مىگيرد . بر اين اساس بنا به گفته او پيامبران و اولياء پادافراه خواهند ديد ، ولى مردان بدكار و بزهكاران پاداش خواهند يافت . اين نكته به ظاهر به اتهامى پيوند دارد كه پيشتر عليه ابو العلاء و يوسف زده شد كه هر دوان آرزومند بدست آوردن خواسته و قدرت بودهاند و در نتيجه كيش اسماعيلى خود را فراموش كردند و حسن صباح آنها را سرزنش كرده است . شايد هم آن دو سهمى چندان از درآمدهاى مالى خود را آن چنان كه اسماعيليان چشم داشتهاند به امام و نمايندهاش حسن صباح نمىدادهاند . ولى در اينجا به كوشش آن دو در راه بدست آوردن خواسته و قدرت انگيزه مذهبى داده شده است . از خرميان به سبب نظريه مثبتشان نسبت به خوشىهاى زندگانى كه گويا لذت بهرهگيرى از خواسته و آبرو را نيز در اين شمار مىدانستهاند ، ياد شده است . آيا خرميان تا آنجا پيش رفتند كه عقيدهاى كالوينيستى ( Calvinist ] Calvin 1509 - 1564 كشيشى كه معتقد بود آمرزش گناهان ويژه كشيشان كاتوليك نيست بلكه هر كس مىتواند بىميانجى با خدا پيوستگى يابد . م ] ) را گسترش دهد و پيروزى اين جهانى را نشانهاى از لطف خدا و پاداش در جهان ديگر بدانند .