ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )

28

فرقه هاى اسلامى ( فارسى )

منسوب است ، وى خرميان خراسان را با خداشيان يعنى پيروان خداش يكى مىدانسته . خداشيان بعدها معتقد شدند كه امامت از محمد پسر على به خداش كه مرگش را انكار مىكردند انتقال يافته بوده است « 1 » . بزرگترين بيعت را در ميان خرميان سراسر ايران و سرزمين فرارود ابو مسلم خراسانى به دست آورده فرقه‌شناسان در واقع بيشتر خرميان را با ابو مسلميان يا مسلميه كه ابو مسلم را امام و پيامبر خود مىدانستند كه روح خدا در او حلول كرده بوده ، يكى ميدانند . پشتيبانى عاميانه و گسترده از ابو مسلم در ايران كه در بيعت مذهبى خرميان بازتاب يافته بود عاملى مهم در پيروزى جنبش عباسيان بود . و چون در تحليل‌هاى نو اين جنبش را در اساس تازى مىدانند بايد بر اين عامل تأكيد شود . زيرا به رغم اين كه رهبرى سپاه جنبش را تازيان خراسانى در دست داشتند ، جنبش عباسى از پشتيبانى عام ايرانيان ، مسلمان و نامسلمان ، برخوردار بود . اگر لشكريان اموى در كشورى دشمن درگيرى پيدا نكرده بودند شايد به آن زودى از هم پاشيده نمىشدند . زمان جدايى ميان جنبش عباسى و خرميان با كشته شدن ابو مسلم در سال 753 / 137 به فرمان منصور خليفه عباسى آغاز گشت . بيشتر مسلمانان خراسانى ، تازى و ايرانى به خاندان عباسى وفادار ماندند . خرميان بيعت مذهبى خود را با ابو مسلم كه نمادگر اراده ايرانيان در برابر سيطره تازيان و پيمان‌شكنى عباسيان بود ، دوباره تجديد و استوار ساختند . شورش‌هايى به نام ابو مسلم در جاىهاى گونه‌گون ايران برپا گشت . برخى از پيروان او مرگش را نپذيرفته در انتظار بازگشت او باقى ماندند . برخى ديگر بر آن بودند كه امامت به دخترش فاطمه رسيده است . پس از فاطمه پسرش كه مطهّر يا گوهر نام داشت امام و « كودك دانا » شناخته شد ، با اين باور كه اين داناى كل مهدى است و دوباره به جهان بازخواهدگشت . بنا به نوشته

--> ( 1 ) . الناشئ « مسائل الامامه » به كوشش J van Ess صص 32 - 135 درباره هويت نويسنده كتاب نگ Fruhe Mutazilitische Haresiographie das Kitab al usul des Gafar b . Harb ?