ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )
26
فرقه هاى اسلامى ( فارسى )
بىگمان فرقهاى واحد با مناسك و بنيادهاى عقيدهاى مذهبى يكدست و رهبرى مشترك نبودند . بلكه مزدكيان بيشتر مجموعهاى بودند از فرقهها و جريانهاى مذهبى با ويژگى بنيادى ثنويت ( دوگرايى ) كيهانى و درهمآميزى « 1 » عرفانى كه به گونهاى نااستوار بر بنياد بيعت با جنبش انقلابى مزدك بهم پيوسته بودند و دستكم به گونهاى اسمى نسبت به كليساى دولتى زردشتى متعهد بودند ، نه نسبت به سلسله مراتب موجود در آن . اعتقاد آنها به همگرائى دينها و كيشها ايشان را به طبع از دستگاه دينى رسمى زرتشتى ، كه به گونهاى جزمى همشكلتر و از لحاظ نهادى متحدتر بود نسبت به نفوذهاى مذهبى بيگانه پذيراتر مىساخت . با اين وصف به جنبشى همسان با ماهيت انقلابى و خاصيت تلفيقگرانه مذهبها و كيشها نياز بود تا عنصرهاى اسلامى را با دوگرائى ايرانى كه در كيش خرميان آشكار بود . سازش دهد . چنين جنبشى در كيسانيان كه نهضتى افراطى شيعى - مسيحايى بود تبلور يافت . نهضتى كه در آغاز پشتيبان امامت محمد پسر حنفيه فرزند على ( ع ) بود سپس موجب پيدايى جنبش انقلابى عباسيان گرديدند . تاريخ آغاز ارتباط ميان خرميان با كيسانيان را شايد بتوان زمان ابو هاشم پسر محمد فرزند حنفيه دانست كه پس از مرگ پدر در 81 / 700 با سختكوشى پايه رهبرى خود را بر جنبش كه امامت پدرش را پذيرا شده بود استوار ساخت و سازمانى نهانى از براى تبليغهاى مذهبى ( دعوت ) بنيان نهاد تا در اجراى هدفش به ويژه در عراق و ايران او را يارى دهد . ابو هاشم متهم شده است كه از عقيدههاى شيعيان تندرو جانبدارى مىكرده است . تا زمان مرگش نزديك سال 98 / 718 - 717 پيروانش كه به نام هاشميه معروف شدند گسترش بسيار يافته بودند . تعلق داشتن قبلى برخى از پيروانش به خرميان در نقشى مهم كه آنها به زودى در هر دو شاخه اصلى هاشميه ايفا كردند آشكار است . در ميان شاخهاى كه از عبد الله پسر معاويه ( نتيجهء جعفر برادر على ) كه شيعه مذهبى افراطى بود پشتيبانى مىنمود . مردى به
--> ( 1 ) . Syncretism , م .