ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )

138

فرقه هاى اسلامى ( فارسى )

مطرود شده بود ، استقبال كرده و او را گرامى داشته بود . در سرزمين‌هاى دوردست‌تر خاورى در فرارود نيز كيش شيعه امامى در سراسر سده چهارم / نهم به شيوه‌اى مستقل در حال گسترش بود . شيعه امامى كه در سالهاى پايانى سده سوم / نهم در سمرقند به آرامى آغاز شده بود به كوشش محمد پسر مسعود عياشى شيعى مرد توانگر و برجسته در دهه‌هاى آغازين سده چهارم / دهم گسترش يافت . عياشى پيش از درآمدنش به كيش شيعه هنگامى كه هنوز جوان بود آگاهىيى فراخ از حديث اهل تسنن به دست آورده بود . روزگارى پس از آن در كنار مجلس‌هاى درس كه از براى شيعيان برپا مىكرد جلسه‌هاى تدريسى هم از براى اهل سنت همىداشت . كتابهاى بيشمار او در شمال خاورى ايران رواج گرفت ، اما شيعيان امامى عراق و باختر ايران كه او را متهم مىساختند كه به نقل از راويان ضعيف ( ضعفا ) پرداخته است از آن كتاب‌ها پرهيز مىكردند « 1 » . بىاعتمادى به اين راويان از آن رو نبود كه آنان محدثان امامى در خور اعتمادى نبودند بلكه براى آن بود كه آنان بيشتر مردانى بودند با تشيع پراگنده يا تنها با گرايش شيعى ، چنان كه محدثان دقيق امامى نمىتوانستند از آنها روايت كنند . يكى از جمله شاگردان فراوان عياشى مردى بود به نام ابو عمر محمد پسر عمر كشىّ يا كشىّ از مردمان شهر كشّ در سرزمين فرارود . كتاب او درباره محدثان شيعى را شيخ توسى تهذيب كرد و بسيارى از محدثانى را كه به نظرش از عامه يعنى از اهل تسنن بودند از آن كتاب حذف كرد . پيش از آنكه شيعيان آن را به عنوان يكى از چهار كتاب اساسى و متقدم رجال خود پذيرا شوند « 2 » . بنا به نوشته توسى يكى ديگر از شاگردان عياشى به نام ابو نصر احمد پسر يحيى سمرقندى به عامه فتواها مىداده كه در اينجا شايد منظور از عامه اين است كه به حنفيان بر طبق عقيده‌هاى خودشان ، به

--> - در عدة رسائل للشيخ . . . المفيد ، صص 249 به بعد ، و المسائل السرويّة در همان صص 222 - 225 . ( 1 ) . ابن نديم ، فهرست ، به كوشش ، گ فلوگل صص 194 - 195 نجاشى ، صص 270 - 273 ، توسى ، فهرست ، صص 317 - 320 . ( 2 ) . الكشى در E . I ، چاپ دوم .