ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )
133
فرقه هاى اسلامى ( فارسى )
بودند . در ميان محدثان امامى فراوان اين شهر از كسى با انحرافهاى فطحى يا واقفى ياد نشده است . رهبران اشعريان كه با برخوردارى از پشتيبانى عباسيان ، شهر قم را در اختيار داشتند ، از كيش امامى نيز پاسدارى مىكردند . نجاشى مىنويسد كه پس از عيسى پسر عبد الله پسر سعد ، پسرش ابو على محمد شيخ مردم قم و بزرگ اشعريان بوده و نزد حكومت ( متقدم عند السلطان ) نيز تقرب داشته است . او به ديدار امام على رضا ( ع ) رسيد و از امام محمد جواد ( ع ) حديث روايت كرده است « 1 » . پس از وى پسرش ابو جعفر احمد پسر محمد پسر عيسى پور عبد الله به رهبرى رسيد . بنا به نوشته نجاشى ، او شيخ مردم قم ، رهبر آنها ، و فقيه بىچون و چراى آنها و نيز رئيسى بود كه به نمايندگى از مردم شهر با ديوانيان ديدار مىكرد . او به ديدار سه تن از امامان ، رضا ، جواد و على هادى رسيد « 2 » . راى او در هنگام داورى درباره راويانى كه به غلو گرايش داشتند بىچون و چرا بود . بنابراين او از حسن پسر خرهزاذ « 3 » محدث قمى كه در سالهاى آخر زندگانى در شمار غاليان در آمده بود ، روايت نمىكرد « 4 » . او بر ضد سهل پسر على رازى شهادت داد و او را به عنوان غالى و دروغزن از قم به شهرزاد بومش رى راند « 5 » . محمد پسر على صيرفى كه از غاليان كوفه بود يك چندى در قم نزد او بسر برد . اما هنگامى كه آموزشهاى افراطى او آشكار شد به ناچار مخفى شد سپس احمد پسر محمد او را از شهر قم تبعيد كرد « 6 » . احمد پسر محمد پسر خالد برقى كه از محدثان امامى پركار و تأليف و از مردم برقرود « 7 » نزديك قم بود نيز به آن سبب كه از محدثان ضعيف روايت مىكرده به دستور احمد پسر محمدپور عيسى از قم رانده شد . اما چندى بعد احمد به او اجازه داد تا به شهر
--> ( 1 ) . نجاشى ص 261 . ( 2 ) . نجاشى ، صص 64 - 65 ، توسى ، فهرست ، صص 26 - 27 . ( 3 ) . Khurrazadh , م . ( 4 ) . نجاشى ، ص 35 ، 64 . ( 5 ) . نجاشى ، ص 140 . ( 6 ) . نجاشى ، ص 255 ؛ توسى ، فهرست ، ص 302 . ( 7 ) . Barqarud , م .