ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )
110
فرقه هاى اسلامى ( فارسى )
معلوميه و مجهوليه نشان مىدهد كه اينها دو مكتب فكرى بودهاند كه به دست مؤلفان كتابهاى فرق به دو فرقه جداگانه تبديل شدهاند . معلوميان دو پايگاه به ظاهر متضاد ديگر نيز داشتهاند . آنان هم مانند قدريان با اين نظريه كه كارهاى بشر آفريدهء خداست مخالف بودند ، و مانند معتقدان به قضا و قدر مىگفتند كه استطاعت به فعل همزمان با فعل است « 1 » ، و هر چيز بنا به اراده خدا رخ مىدهد . اين عقيده شايد بر پايه پاسخ آشتىآميز ابن عجرد به ميمون و شعيب استوار بوده و نشان مىدهد كه بحث درباره اراده آزاد در برابر جبر و سرنوشت همچنان در ميان خازميان زنده ماند هر چند آنچنان كه مؤلفان كتابهاى فرق نوشتهاند پديدآور اختلافهاى فرقهاى نبوده است . اختلافهاى واقعى بيشتر در اثر كشمكشهايى پديد مىآمد كه درباره رهبرى درمىگرفت . نزديك سال 179 / 795 در ميان خارجيان كرمان و مكران رهبرى به نام خلف پديد آمد بنا به نوشته تاريخ سيستان نزديك پنجهزار تن خارجى از سيستان از براى پشتيبانى از او گرد آمدند اما حمزه پسر آذرك آنها را وادار كرد تا با خودش بيعت كنند « 2 » . اين امر موجب انشعاب پايدار خارجيان كرمان و مكران كه از آن پس به خليفه معروف شدند ، گشت . مؤلفان كتابهاى فرق بيشتر بر اين نكته تأكيد دارند كه آنها معتقد به جبر بوده و با فرقه ميمونيان كه به اراده آزاد آدمى معتقد بودند اختلاف داشتهاند . اما روشن است كه اين اختلاف مايه دودستگى ايشان نبوده است . چندى بعد مسعود پسر قيس به جانشينى خلف به امامت رسيد . حمزه به خلف تاخت و او در هنگام گريز در درهاى در رودخانه افتاد و خفه شد . پيروانش نسبت به مردن او شك داشتند و چشم به راه بودند كه روزى بازگردد « 3 » . بنا به نوشته ابو القاسم بلخى آنان معتقد بودند كه تا صد و بيست سال از زادروز او نگذرد نبايد كه با امامى ديگر بيعت
--> ( 1 ) . [ و گفت استطاعت قبل از فعل است و فعل مخلوق عبد است . شهرستانى ملل و نحل ، به كوشش جلالى نايينى ، ص 98 . م ] ( 2 ) . تاريخ سيستان ص 156 . ( 3 ) . الفرق ص 78 .