ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )

105

فرقه هاى اسلامى ( فارسى )

بازپسين فرقه از ثعلبيان كه مؤلفان كتابهاى فرق از آن ياد كرده‌اند مكرميه بودند كه تنها بر پايه زمينه‌هاى كلامى صرف انحراف يافتند . پيشواى آنها مكرم پسر عبد الله عجلى « 1 » به پيروانش مىآموخت كه هر كس نماز نخواند يا هر گناه كبيره ديگرى انجام دهد نه به سبب كار خود ، بلكه به سبب جهلش از خدا ، كافرست . اما اين نادانى مىتواند جهلى عمدى و سركشى نسبت به حكم‌هاى الهى باشد . او مىگفت هر كس كه خدا را به درستى بشناسد و بداند كه او از انگيزه‌هاى نهانى آدمى آگاه است ، و از پاداش و پادافراه او آگاه باشد تنها با لاابالى بودن مىتواند به آن دستورها بىاعتنايى كرده چنان گناهانى را مرتكب شود . اين عقيده مفهومى بزرگ را از « معرفت الهى » به عنوان ايمان داشتن به او و هراسيدن از او ( تقوى ) بيان مىكند همانند آموزش‌هاى حسن بصرى كه ايمان را با هراس سخت بسيار از خدا يكى مىدانست ، هراسى كه به مؤمن اجازه نمىدهد از حكم‌هاى او سرپيچى كند . اين با نظريه عمومى خارجيان و معتزليان در تضاد بود ، اينان معتقد بودند كه ايمان داراى دو جنبه مشخص است يعنى داشتن شناخت عقلانى از خدا و كار كردن بر حسب دستورهاى ( احكام ) او . مكرميان نيز به موافات معتقد بودند يعنى دوستى خدا ( موالات ) و دشمنى ( معادات ) نسبت به مردم ، به كارهايى كه آنها در مدت عمر انجام مىدهند بستگى ندارد بلكه به حالتى كه در بازپسين دم زندگانى پيش از فراز آمدن مرگ به عنوان مؤمن يا كافر دارند وابسته است « 2 » . معتزليان بيشتر با اين عقيده به عنوان اينكه به جبر دلالت دارد مخالفت مىنمودند ، اما چندى بعد در ميان سنيان به ويژه اشعريان و تا اندازه‌اى در ميان شيعيان دوازده امامى رواج يافت « 3 » .

--> ( 1 ) . نگ شهرستانى ص 99 در همه مأخذهاى ديگر پيشواى فرقه را تنها ابو مكرم ناميده‌اند . ( 2 ) . چه وثوق بر آنست كه در حال موت به آن متصف باشد و از اعمال آنچه در آخر عمل و نهايت اجل بر آن باشد بر آن وثوق تواند بود ، هرآينه در آخر عمل اگر به اعتقاد حق از مقتضيات ايمانى باقى باشد به موالات از حضرت كبريايى متخصص باشد و اگر از مسلك ايمان متجاوز باشند به معادات متخصص گردند . ملل و نحل شهرستانى جلالى نايينى ص 98 . م . ( 3 ) . نگ . E . Kohlberg » Muw f t Doctrines in Muslim Theology .