ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )

10

فرقه هاى اسلامى ( فارسى )

لحظه‌ها ، ساعت‌ها و روزهاى بسيارى در كار ترجمه به دنبال لحظه‌ها و روزهاى دگر رفت و در بحبوحه آن دقت‌انگيزى و سخن آويزى غبار رمدى مدهش كه معلوم نبود انگيخته سم ستور كدام شهسوار رهگذارست بر ديدار درست در بسته در راه كوشش و كار سدّ و بند ساخته آن را دشخوار و كاتب را ناكار ساخت . چشم و مغزست فرع و اصل بشر * زين دو آگاهى است و زين دو خبر كار كاتب به چشم و مغز بود * چشم را كار و بار نغز بود گر شود چشم و مغز بىحاصل * رخت بايد كشيد از اين منزل موش كور زمين سخت مباش * جنبشى كن به كار لخت مباش قضا را از مدد بخت كارساز همّت و نهمت مؤلف مفتح و دستگير شد درهاى بسته باز و به تاثير خوش آن مؤثر چاره‌ساز كارهاى ناساز ، ساز گشت چنان كه نسخه پارسى شده كتاب را به دانشمند فرهيخته فرخنده خصالى سپرد تا آن را به پيرايه هنر و تشخيص درست بيارايد . به مقراض آگاهى خس و خاشه‌هاى ظلمت‌انگيز را از چشم عروس دل‌فريب سخن درآورده آن را چنان كه بايد و شايد و به كار آيد از غبارهاى كژىزاى ظلمت‌افزاى به پيرايد و آن بزرگ مرد به حكم فطرت سليم و طينت پاك به قدم عزم و قلم صدق كتاب را قابل فيض ساخته آن را از دمدمه قاذور كژىها و كاستىها به پيراست : در پى چشم باش تا هستى * چشم و بينش يكى است با هستى گر كسى را نبود بهره ز چشم * راه ناآشنا نبايد رفت مبصر ار دست گيردش اما * اى بسا راه صعب شايد رفت كتاب عرصه پرنشيب‌وفراز كشاكش‌ها و هياهوهاى پندارها و صحنه نبرد و زورآزمائى انديشه‌ها و اختلاف « 1 » آرمان‌ها و باورهاى نسل‌ها و دسته‌ها و فرقه‌هايى

--> ( 1 ) . آنگاه وزير مىپرسد : اين آفت اختلاف در مذاهب از كجاست ؟ ابو حيان پاسخ مىدهد كه مذاهب فرع اديانند و چون در اديان اختلاف هست ، طبيعى است كه در مذاهب هم اختلاف پيش بيايد و آنگهى مذاهب نتيجهء تعقل و تفكر در باب اديان است و چون عقول و آراء در يك سطح نيستند و سليقه‌ها متفاوت است پس مذاهب و نحل هم به راههاى گونه‌گون مىرود و به قول قاضى ابو حامد مرورودى -