الفيض الكاشاني
70
ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى ( فارسى )
هؤُلاءِ » « 1 » . از بهر فساد و جنگ جمعى مردم * كردند به كوى گمرهى خود را گم در مدرسه هر علم كه آموختهاند * فى القبر يضرهم و لا ينفعهم و بالجمله مشاهده اين قسم امور ، باعث فتور در عزم نواب اشرف شده ، آنچه مىخواستند از ترويج مراسم شرع مطهر الهى و باز ايستادن از منكرات و نواهى به فعل نيامد . بعضى از اذكياء و ديدهوران كه در خدمت ايشان مىبودند اگر چه به حدس و فراست حقيقت امر را مىدانستند ، اما چون از اصطلاحات علماى عوام كه شياطين الانس روزگارند بىخبر بودند ، نصرت و اعانت نمىتوانستند نمود ، چه با اين طايفه كه اهل جدلند ، باصطلاح ايشان ، گفت و گو توان كرد . و بنده كمترين ، خود مرد معركه جهال و فارس ميدان جدال نبود ، از سلامت گوشهگيرى و عافيت عزلت بريد و به آنچه در گمان بود كه به دل آن تواند شد نرسيد ، غريب و تنها در ميان اعداء گرفتار شد ، نه ناصرى و نه معينى و نه آسايش دنيا و نه رواج دينى . نه اهل دلى كه شنوم از او رازى * نه هم نفسى كه باشدم دم سازى بلى در اين ابتلا و امتحان و تلاطم امواج اين بحر بىكران ، تجربه چند رو داد و معرفتى چند حاصل شد و مصداق حديث عارف به اهل زمانه گرديد ، و به ارتداد عامه صحابه پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - به مشاهده و عيان گرديد و در معرفت حق سبحانه و اوليا و اعداى او نيز ، زيادتى بصيرتى يافت
--> ( 1 ) - نساء / 143 .