الفيض الكاشاني
67
ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى ( فارسى )
مملكت و استيصال اعداى دولت بىسفارت كرز و تير و وساطت رمح و شمشير به وجهى منتظم است كه مزيدى بر آن متصور نيست . تفرقه در ملك نيست جز شكن ز لف يار * فتنه در آفاق نيست جز خم ابروى دوست بايد كه اكنون كه از بار يافتگان اين بارگاه اعلى شده ، روى توجه بدان جناب آورده ، بدستيارى رفيق دولت و پايمردى توفيق و نصرت ، دقيقه از دقايق ، ترويج دين قويم و رهبرى صراط مستقيم فرو نگذارى ، به حيثيتى كه بلاد و عباد را ، شامل گردد ، و هر ناقصى به قدر استطاعت خود به دو كامل . بنده كمترين در خود آن قوت نفس نمىيافت كه اين كار از او آيد و شايستگى اين امر نيز نداشت ، چه هم در علم ناقص بود و هم در عمل ناتمام ، بنابر اين چون گامى پيش مىنهاد ، گام ديگرش پس مىكشيد . تا بعد از كشاكش بسيار متوجه آن جناب شده ، حضرتش را زياده از آن ديد كه مىشنيد ، چه بىشايبه تكلف و تصلف ، مجمع فضايل خسروى و مظهر كمالات صورى و معنويست ، مكارم اخلاق ملكى با پايه قدر ملكى در ساحت ذاتش دست ايتلاف به هم داده و محاسن جمال صورت با لطايف كمال سيرت در مقام موافقت آمده . اگر ديگران كاصلشان آدمى است * همه مردماند او همه مردميست بعد از آنكه شرف ملاقات روداد ، به نظر التفات توجهات فرمودند و نوازشها نمودند و از عنايات و تكريمات زياده از آنچه متصور بود به فعل