الفيض الكاشاني
53
ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى ( فارسى )
و اين مبانيت در حق [ حقيقت ] است و بطلان و اختلاف جنسيت در متفرعات آن ، اعظم سببى بود از اسباب آنكه اكثر اين امت بعد از پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - به مدعيان خلافت به غير حق گرويدند و به اجانب متغلبه ميل كردند حضرت امير المؤمنين صلوات اللّه عليه و اهل بيت عليهم السلام فرو گذاشتند ، با آنكه قدر ايشان را شناخته و فضل ايشان را دانسته بودند و بطلان آن جماعت را پى برده ، چه اكثر از جنس آن جماعت بودند [ و با ايشان ] در سليقه و جبلت موافق و در اطوار و اهواء مطابق . و خصوصا محبت دنيا در نهاد اكثر مردم سرشته شده ، كم كسى است كه از آن خالى باشد و تحصيل دنيا جز به متابعت آن قوم ، ميسر نبود و آنچه در سينه مطهر حضرت امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - بود از علوم و حكم و معارف و اسرار ، بحيثيتى دل مقدس آن حضرت را از دنيا به آخرت صرف كرده بود كه در دنيا نيز با اهل جنان صحبت مىداشت چنان كه خود فرموده « صحبوا الدنيا با بدان ارواحها معلقة بالمحلى الاعلى » « 1 » . بيهوشان شراب دنيا ، چون با اينچنين كسانى انس توانند گرفت [ داشت ] يا به جانب آن رغبت نمود ؟ چه ابناى دنيا و ابناى آخرت ضد يكديگرند [ به غايت ] ، همچنانكه دنيا و آخرت ، و گفتهاند « الجنس مع الجنس الى الجنس يميل . » ذره ذره كاندر همه ارض و سماست * جنس خود را هم چه كاه و كهرباست ناريان مر ناريان را جاذبند * نوريان مر نوريان را طالبند اهل باطل باطلان را مىكشند * اهل حق از اهل حق هم سر خوشاند طيبات آمد ز بهر طيبين * للخبيثين الخبيثات است اين
--> ( 1 ) - نهج البلاغه كلمات قصار شماره 147 .