الفيض الكاشاني

268

ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى ( فارسى )

نباشد اهل دانش را معوّل « 1 » * ز هر چيزى مگر بر وضع اوّل ميان در بند چون مردان به مردى * در آور زمرهء اوفوا بعهدى به رخش علم و چوگان عبادت * ز ميدان در ربا گوى سعادت تو را از بهر اين كار آفريدند * اگر چه خلق بسيار آفريدند پدر چون علم و مادر هست اعمال * بسان قرة العين است احوال نباشد بىپدر انسان شكى نيست * مسيح اندر جهان بيش از يكى نيست « 2 » رها كن ترهات و شطح و طامات * خيال نور و اسباب كرامات

--> ( 1 ) - در بياض : نباشد اصل دانش در نسخه كهنه : نباشد اهل دانش را مأول ( ف ) . ( 2 ) - در بياض : مسيح اندر دو عالم جز يكى نيست ( ف ) .