الفيض الكاشاني

260

ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى ( فارسى )

شراب بىخودى در سر گرفته « 1 » * به ترك جمله خير و شر گرفته شرابى خورده هر يكى بىلب و كام * فراغت يافته از ننگ و از نام حديث ماجراى شطح و طامات * خيال خلوت و نور كرامات ز بوى درد ، مى از دست داده * ز ذوق نيستى مست او فتاده عصا و ركوه و تسبيح و مسواك * گرو كرده به دردى جمله را پاك ميان آب و گل افتان و خيزان * بجاى اشك خون از ديده ريزان دمى از سر خوشى در عالم ناز * شده چون شاطران گردن افراز

--> ( 1 ) - در نسخه كهنه شراب بىخودى از سر گرفته ( ف ) .