الفيض الكاشاني

250

ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى ( فارسى )

صفت بصيرى اوست جلّ شأنه ، قال اللّه تعالى : « إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ » « 1 » . و از مطلق صفت از آن رو كه حد و حاجب دات است به ابرو اشاره نمايند و اين هر دو از مقتضيات تجلّى جلال است كه در اغلب موجب بعد و حرمان است . و از استغنا و عدم الفتات كه مقتضى آن است كه عالم را در نظر هستى در نياورد و به نيستى خود بگذارد به مستى و بيمارى كه از لوازم چشم بتان بىرحم است تعبير نمايند . و از رسانيدن راحت بعد از محنت و چشانيدن محنت در عقب راحت كه موجب خوف و رجا است به غمزه اشاره كنند ، چه غمزه حالتى است كه از بر هم زدن چشم محبوبان در دلربائى و عشوه گرى واقع مىشود و بر هم زدن چشم عبارت از عدم الفتات است كه از لوازم استغناست و گشادن چشم اشارت به مردمى و دلنوازى كه از لوازم مستى است تعبير كنند . لب عبارت است از روان بخشى و جان فزائى كه به زبان شرع از آن به نفخ روح تعبير كنند . قال اللّه تعالى : « وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي » « 2 » . از افاضه وجود كه نگاه داشتن خلق است در مقام هستى به قول كن نيز به لب و دهان تعبير نمايند و از خفاى مصدر آن به تنگى دهان اشاره كنند و اين هر دو از مقتضيات تجلى جمال است كه موجب قرب و وصال است و از ترقى فرمودن [ نمودن ] در كمال و چشانيدن ذوق ، وصال پيوسته تعبير كنند چرا كه بىخودى و بىخبرى و راه به نيستى خود نبردن ، بيرون از آن به حصول

--> ( 1 ) - غافر / 44 . ( 2 ) - حجر / 29 ص / 72 .