الفيض الكاشاني
225
ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى ( فارسى )
[ مقدمهء مؤلف ] بسم اللّه الرحمن الرحيم اما بعد : غرض از اين نوشته بيان آن است كه طايفه [ اى ] از صوفيان شهر « مولتان » كه از خانوادهء مشايخ كبار آن بلاد بودند ، مكتوبى به شخصى از قوم خودشان عبد السلام نام كه در شهر اصفهان به تجارت مشغول بود فرستاده بودند و او را اعلام نموده كه در عراق عجم تفحص كن ، شايد شخصى بيابى از دانايان آنجا كه دليلى روشن داشته باشد بر حقّيت مذهب اماميه و جواز سبّ قومى از صحابه بىاشواك شكوك و جدال و تشويشات قيل و قال ، و توجيه سرفسونهاى عجيبه هندوان و فسانهاى غريبهء ايشان نيز تواند نمود تا از براى ما برهانى باشد بر دانائى او . و اگر چنين شخصى بيابى التماس كن از او تا چند كلمه در اين دو سه باب بنويسد شايد سبب اهتداى ما شود به مذهب ايشان ، چرا كه نور محبت امير المؤمنين - عليه السلام - در دل ما پيدا شده و تعصب مذهب را به يك سو نهاده ، دانائى مىطلبيم كه دست ارادت به دامن او زنيم تا ما را از خار خار وسواس و شبهات خناس برهاند . عبد السلام نزد بنده كمترين خاك راه دانايان علوم دين « محسن مرتضى كاشى » كه به قلت بضاعت معترف و به قصور و عجز متصف است آمده ، صورت حال را بيان نمود و مكتوب را به نظر رسانيد ، بنده فى الفور بر سبيل