الفيض الكاشاني
213
ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى ( فارسى )
شود در ابطال و مواخذه آن كوشند ، و آنچه به اين منابت نباشد از پى آن نروند و به تزكيه نفس خود مشغول شوند . نهى منكر فرض است اما تجسس منكر تا نهى كنند ، فرض نيست . اگر بىتفحص و تكلف و تعمق بر منكرى اطلاع يابند ، منع لازم است و ما سوى ذلك فامره الى اللّه ، بلكه تا مىتوانند محملى صحيح از براى آن پيدا كنند . حسن ظن به مسلمانان ، اصلى است ثابت در دين و تكلف تعرف فساد ، منهى عنه است ، بلكه متشابهات را نيز بر يكديگر محكم نگيرند ، بلكه به اشاره تنبيه كنند ، اگر باز ايستد و الا بگذرانند مگر آنكه از او فهميده باشند كه اين مواخذه را مىخواهد تا بر يكديگر ثقيل نباشند . و ترك جمعه و جماعت بىعذرى واضح نكنند ، چرا كه تأكيدات بليغه در آن از شارع رسيده و همچنين نوافل مرتّبه يوميّه . پس اگر كسى تقصيرى در حضور جمعه و جماعت يا نافله يوميه نمايد بىعذرى شرعى ، از دايره اخوان و سلسله الفت بيرون است . و ديگر آنكه دروغ مگر آنكه مصلحتى ضرورى داعى باشد به آن ، و در آن هنگام نيز تا مىتوانند توريه كنند و به كذب صريح تنطق ننمايند و از يكديگر به چيزهاى سهل مضايقه نكنند ، اما تكليف عدم مضايقه را در چيزها كه در نظر ايشان وقعى داشته باشد در ابناى اين زمان از قبيل تكليف ما لا يطاق مىبينم . ديگر آنكه اصرار بر هيچ معصيتى ننمايند ، اعنى چون معصيتى از يكى از ايشان صادر شود ، فى الحال استغفار كنند و اگر توبه ، اعنى پشيمانى و عزم بر عدم عود ميسر شد و الا عزم بر توبه داشته باشند و از صدور آن غمناك و آزرده باشد ، چه كسى كه معصيتى كند و گريد ، مثل كسى نيست كه معصيت كند و خندد . و آنچه گفتم در معاصى صغيره است و اما كبيره چه گنجايش دارد