الفيض الكاشاني

188

ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى ( فارسى )

و وردانه « ذكر فى مجلس النبى ( ص ) ارسطا طاليس فقال لو عاش حتى عرف ما جئت به لا تبعنى على دينى » « 1 » . بازارچه گاه گاهى بر سر نهد كلاهى * مرغان قاف دانند آئين پادشاهى همانا اين قوم گمان كرده‌اند كه بعضى از علوم دينيه هست كه در قرآن و حديث يافت نمىشود و از كتب فلاسفه يا متصوفه مىتوان دانست ، از پى آن بايد رفت . مسكينان نمىدانند كه خلل و قصور نه از جهت حديث يا قرآن است بلكه خلل در فهم و قصور در درجه ايمان ايشان است . قال اللّه سبحانه « وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِينَ » « 2 » الى غير ذلك مما جاء فى معناه . و هر گاه خلل و قصور در فهم و ايمان ايشان باشد مطالعه كتب فلاسفه و متصوفه نيز سودى نخواهد داد ، چرا كه آن را نيز كما هو حقه نخواهند فهميد . گر جهانرا پر در مكنون كنم * روزى تو چون نباشد چون كنم « اى كوته آستينان تا كى دراز دستى » بايد بدانند كه اگر به آسمان رفته‌اند زياده از قدر حوصله و درجهء ايمان خويش نمىتوانند فهميد . اگر توانند به تقويت ايمان ، حوصله را وسيعتر گردانند ، شايد به بالاتر توانند رسيد « لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ » و الا هر چند در اين قسم مطالب بيشتر خوض كنند گمراه‌تر

--> ( 1 ) - به اين حديث دست نيافتيم اما در حديثى ديگر آمد : يروي ان عمرو بن عاص قدم من الأسكندريه على سيدنا رسول اللّه ( ص ) فسأله عما رأى ، فقال : رأيت قوما يتطلسون و يجتمعون حلقا و يذكرون رجلا يقال له ارسطاطاليس لعنه اللّه ، فقال رسول اللّه ( ص ) : مه يا عمرو ، ان ارسطاطاليس كان نبيا فجهله قومه ، رك : محبوب القلوب ص 14 . ( 2 ) - نحل / 89 .