الفيض الكاشاني
163
ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى ( فارسى )
باب ششم : در بيان شناختن خود ( در بيان شناختن خود ) كه فرمانبر اين حكام پنج گانه است ، و آن نفس ناطقه انسانيست كه در حقيقت ، انسان عبارت از آن است ، و چون بر يك حال نمىباشد بلكه متقلب است ميان عقل و طبع ، به حيثيتى كه هر يك از اينها برو غالب گردد ، همانا عين آن شود ، آن را قلب گويند . پس اگر عقل بر او غالب گردد ، به مدد كارى فرشتگان فرشته شود به صفت ، چه عقل و فرشته هر يك از يك حقيقتاند ، و اگر طبع بر او غلبه كند ، اگر اين غلبه از جهت شهوت باشد ، بهيمه گردد به صفت ، و در سلك چرندگان انخراط يابد ، چه شهوت مايه بهيميت است . و اگر از غضب باشد ، سبعى گردد به صفت ، و در شمار ددان در آيد ، چه غضب معنى سبعيت است ، و اگر از جهت مكر و حيله و دروغ و فريبندگى باشد ، شيطانى گردد از شياطين انس ، چه حقيقت شيطان با اين معنىها متحد است . و نفس را از جهت مغلوبيت در تحت فرمان حكام پنج گانه ، چهار مرتبه است : اگر خويش را به كردار زشت و گفتار ناشايسته امر كند آن را نفس اماره گويند ، و اگر از اين يك گام فراتر نهاده ، خود را بر ارتكاب منهيات و اقدام بر معاصى ، ملامت كند ، آن را نفس لوّامه گويند ، و اگر از اين قدمى بيشتر گذاشته به سود و زيان خويش بينا شده باشد تا به حدى كه خود را بر خيرات داده و همواره بر لوح ضمير ، نقشهاى پسنديده نگارد ، آن را نفس ملهمه خوانند و اگر