الفيض الكاشاني
16
ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى ( فارسى )
مىنويسد : علماى شيعه در اواخر عهد صفوى از قبيل مجلسىها كار بزرگى كردهاند كه همان تعميم و ترويج عقايد شيعه و تاريخ و احاديث و اخبار است كه به زبان عوام نوشته و منتشر ساختهاند ، علماى مزبور دريافتند كه براى رسوخ در قلوب عامه لازم است به زبان قوم خود سخن برانند و به طرزى ساده چيز بنويسند و پاداش خود را نيز گرفتند زيرا كه در نتيجه اين اقدام ، عامه نسبت به مذهب شيعه عشقى مفرط و علاقهاى كامل پيدا كردند « 1 » . 3 - نكته سوم در آثار فيض آن است كه وى آنچه را به تفصيل مىنوشته پس از مدتى گزيده آن را نيز تاليف مىكرده تا در سطحى ديگر به كار آيد . چنين نكتهاى را نسبت به بسيارى از آثار وى مىتوان ملاحظه كرد . در واقع اين امر سنتى است پسنديده كه مىتواند يك اثر مفصل را به صورتى مختصر در اختيار كسانى بگذارد كه خواندن آن متن مفصل در حوصلهشان نيست . بعنوان نمونه وى در باب « اذكار » چندين متن تدوين كرده ، چنان كه در برخى از مسائل فقهى نيز چنين كرده است . آثار عملى اين « گزيده سازى » بيشتر در ميان خوانندگانى است كه عملا اين آثار براى آنان تدوين شده ، نه براى پر كردن قفسههاى اهل تحقيق و احيانا علاقمندان به جمع كتب . فيض همچنين در كار تهذيب و تلخيص كتبى كه نظرش را جلب مىكرده نسبتا فعال بوده و تا آنجا كه مىدانيم تهذيبى از « احياء علوم الدين » غزالى بر جاى نهاده كه همان « المحجة البيضاء » است و تلخيص نيز از « كشف المحجة » ابن طاووس با نام « تسهيل السبيل بالحجة فى انتخاب كشف المحجة » . 4 - چهارمين نكتهاى كه در آثار فيض قابل توجه است اينكه وى در بسيارى از آثار بويژه آنهائى كه ما در اين مجموعه انتخاب كردهايم كوشيده تا فكر خود را بشناساند و بدون مجامله ، اصولى را كه بدان معتقد بوده بيان كند . به عبارت ديگر وى سير تاريخى انديشه خويش و تغيير و تحولات آن و تفاوتهايش با افكار
--> ( 1 ) - تاريخ ادبيات ايران از عهد صفويه تا زمان حاضر ص 291 ورك ص 279 .