الفيض الكاشاني
156
ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى ( فارسى )
باب دوم : در شناخت شرع شرع دستوريست الهى كه به جهت بندگان فرستادهاند تا هر كه قبول كند و فرمان ببرد به سعادت ابدى فايز گردد و به لذات جاودانى برسد ، بعضى از احكام آن را واجب و لازم شمردهاند ، هر كه قبول آن را نكند و فرمان نبرد ، سزاوار عقوبت الهى گردد ، و محرومى از لذات جاودانى . و بعضى را نافله گردانيدهاند ، هر كه فرمان ببرد ثواب يابد و به درجات عاليه برسد و هر كه فرمان نبرد ، عقوبتى بر او لازم نيايد . و از جمله آنچه واجب شمردهاند ، بعضى را به منزله ركن دين و ستون شرع قرار دادهاند ، هر كه فرمان نبرد از دين بيرون رود . باز بعضى از احكام را بيان روشن كردهاند ، چنان كه كسى را در ترك آن عذرى نمىماند . و بعضى را مبهم و مشتبه گذاشتهاند تا بندگان را در آن بيازمايند و امتحان نمايند هر كه رعايت احتياط در آن كند ، درجات عاليه در آخرت به پاداش آن به او دهند ، و هر كه رعايت نكند از آن درجات محروم ماند ، بلكه گاه باشد كه به شومى رعايت نكردن آن ، از توفيق يافتن فرمانبرى واجبات نيز محروم شود . باز مردمان در فرمانبرى به تفاوتند ، از جهت تفاوت مراتب محكمى اعتقاد ، و زيادتى يقين ، و صفاى اخلاص ، و مراتب تن دادن به همه كردنيها و ناكردنيها ، يا بعضى دون بعضى به آسانى و نشاط ، يا به دشوارى و دل تنگى . باز بعضى به دل و زبان و تن و روان مىگروند و اطاعت مىكنند ، چون مؤمنان صادق الايمان ، و بعضى به دل منكرند و به زبان اقرار مىنمايند ، چون