ناصر خسرو
83
گشايش و رهايش ( فارسى )
قرآن آفريده است از بهر آن كه هر چه جز آفريدگار است آفريده است . و اگر گويند بعضى از آفريدگار است كفر باشد از بهر آن كه خداى را نقص گفته باشند . و گفتند متكلّمان « اگر كسى گويد كه اين چنين نشايد گفتن » ، ايشان را گوييم مر كه را شايد گفتن اين سخن ؟ اگر گويد هيچ كس را نشايد گفتن . ايشان را گوييم شما را بر خصم خويش حكم نشايد كردن . و اگر گويند « ما را اين سخن نشايد [ 79 ] گفتن » . ايشان را گوييم بازايستادن شما از سخن شما را بر خصم خويش حجّت نباشد ، و گوييم ايشان را : شما به چه حجت اين سخن مىگوييد به حجت قرآن يا به موجب عقل يا به طريق سنّت و جماعت ، كه در اين همهء روىها نيامده است كه سخن به حجّت نشايد گفتن . گفتند متكلّمان كه : مر خداى را مىپرستيم ، و قرآن را نمىپرستيم ؛ و آن كه مر او را پرستيم جز آن بود كه مر او را نپرستيم ، و خداى تعالى مىگويد : « أَ فَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لا يَخْلُقُ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ » ؛ « 1 » همىگويد : آن كس را كه بيافريدم همچون آن كس باشد كه نيافريدم چرا ياد نكنيد ؟ پس ما مر شما را گوييم : آن كس كه مر او را بپرستيد چون آن باشد كه مر او را نپرستيد ، پس خلاف او باشد . پس اگر اين هر دو قديم باشند مذهب ثنويان باشد محض ، و در اين قول فساد توحيد باشد . و حجت متكلّمان بر آنچه قرآن محدث است و آفريده ، اين آيت است كه مىگويد : « ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمنِ مُحْدَثٍ » ، « 2 » و ذكر قرآن است و خدا بدين آيت او را محدث خواند ، و محدث آفريده باشد ، پس قرآن آفريده باشد ؛ و جاى ديگر مىگويد : « وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا » ، « 3 » و امر خداى قرآن است و در اين آيت قرآن را كرده
--> ( 1 ) . نحل ، 17 . ( 2 ) . شعرا ، 5 . ( 3 ) . نساء ، 47 .