ناصر خسرو

76

گشايش و رهايش ( فارسى )

به آب ؟ جواب بدان اى برادر كه علم شناخت طبايع سخت بزرگوار است و فايدهء او بسيار ، از بهر آن كه عالم جسمانى كه اصل او طبايع است مر عالم روحانى را چون كالبد است ، و تا كالبد يافته نشود سوى شناختن نفس راه نبود ؛ و همچنان كه فعل از راه جسد آشكارا شد ناچاره بر راه اين عالم مر عالم روحانى را بتوان شناخت ، و سوى هستى آن سراى زنده به دانستن اين سراى مرده راه توان برد ، و به شناختن هر دو عالم توحيد بارى سبحانه درست شود و جلال و عظمت او را جلّت قدرته شناخته‌اند ، كه عالم جسمانى خود از بهر حاصل كردن آن به پاى مانده است تا دليل باشد بر شناختن عالم غيب . و هركه عالم طبايع را نداند نفس او در حصار طبايع بسته باشد ، وى نابينا باشد در سراى آخرت و آنچه خداوند طبايع است و غافل او نابيناتر باشد ، چنان كه خداى عزّ و جلّ [ 71 ] مىگويد « مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا » « 1 » مثل عالم طبايع در ملك خدا چون مثل درگاه « 2 » سلطان است كه هيچ كس را از رعيت سوى او بار نباشد ؛ و مثل عالم روحانى كه قوت و فرمان او در اين عالم طبايع روان است ، چون مثل حاجبان و دربان سلطان است ، پس هر كس كه درگاه سلطان را نداند و حاجب و حشم او را نداند جلالت و عظمت و قدرت او را چه داند ؟ ويل بر آن كه فرمانگزاران خدا ناشناخته همىپندارد كه خداى را شناخته است . و هيچ چاره نيست مر كسى را كه ناآموخته است در توحيد راه جويد از افتادن [ در ] تشبيه يا در تعطيل چنان كه خداى

--> ( 1 ) . اسراء ، 72 . ( 2 ) . در حاشيه با همان خط متن : بارگاه .