ناصر خسرو

62

گشايش و رهايش ( فارسى )

در مخالفان خويش فسرده شود و پيدا آيد [ 54 ] به سبب آن كه مخالف مر مخالف خويش را نپذيرد و از خويشتن دور كند ، و چون [ دو ] مخالف به يك جاى فراز آيند حسّ مر ايشان را بيابد . بررس تا بدانى ، بشناس تا برهى ، ان شاء اللّه . مسأله شانزدهم عالم چيست و چند است ؟ پرسيدى اى برادر كه عالم چيست ؟ و آنچه نام عالم بر او فتد چه چيز است ؟ و آن را چگونه صفت كنيم مر عالم را به جملگى ؟ و عالم چند است ؟ بيان كن تا بشناسيم . جواب بدان اى برادر كه نام عالم شكافته از علم است از بهر آن كه در جزوهاى عالم جسمانى آثار علم پيداست چنان كه گوييم نهاد عالم خود به تمامتر حكمتى است از جفت بودن چهار طبايع ، هر يك با ديگرى به يك روى موافق و به ديگر روى جدا بودن از او ؛ چنان كه آتش و باد به گرمى جفتند و به ترى و خشكى از يكديگر جدا ، و باد و آب به ترى جفتند و به گرمى و سردى جدا ، و آب با خاك به سردى جفتند و به ترى و خشكى جدا ، و خاك با آتش به خشكى جفتند و به سردى و گرمى جدا ، تا بدين جفتىها كه ميان هر دو طبعى از طبايع هست عالم راست ايستاده است و پراكنده مىنشود ؛ و بدان مخالفت و جدايى كه ميان ايشان هست با يكديگر جنگ همىكنند و نياميزند و يكى نشوند كه اگر همه يكى شدندى زايش عالم كه نبات و حيوان است نبودى ، چنان كه نه از مرد تنها و نه از زن تنها فرزند نباشد ، تا دو تن [ 55 ] نباشند كه هر دو مر يك ديگرى را به يك روى موافق باشند و