ناصر خسرو
54
گشايش و رهايش ( فارسى )
خواستيم كه بيان شافى گفته شود در محدثى عالم تا مؤمنان را بدان قول دل قوى باشد و دين سوى همگان عزيز گردد و ما را ثواب دو جهانى باشد . ان شاء اللّه [ 45 ] . جواب بدان اى برادر كه عالم به جملگى جسم است و پيوسته جسم است . يك قسم از او موات است و يك قسم نبات است و سوم حيوان است . آنچه موات است از او چون سنگ و ريگ و خاك و آب و جز آن ، و خالى نيست از گرد شدن و پراكنده شدن و از جنبش و آرام . و آنچه نبات است خالى نيست از زيادت پذيرفتن و نقصان شدن . و آنچه حيوان است خالى نيست از مرگ و زندگانى و تندرستى و بيمارى و پيدا آمدن و ناپيدا شدن . و آنچه مردم است خالى نيست از اين حالها گفته شد . و دانايى و نادانى و رنج و راحت و جز آن و اين حالها كه ياد كرديم محدث است ، و دليل بر محدثى اين حالها آن است كه هر يكى از او ناپديد شود به وقت پديد آمدن يار او در جسم از بهر آن كه ممكن نيست گرد آمدن دو حال از اين احوالها « 1 » در يك جسم يا صفت كردن مر جسم را به هر دو چنان كه جسم جنبنده بود يا آرميده ، و مردم دانا بود يا نادان و يا بيمار باشد يا تندرست ، و نتوان گفت كه بيمار تندرست است ، فلان كس يا چيزى جنبان آرميده است . و چون حال جسم اين است كه ياد كرده شد از حوادث خالى نيست . و عالم جسم است ، پس درست شد كه عالم محدث است ، بدان كه پذيراى كيفيت است مر محدثات را . و دليل ديگر آن است بر حدوث عالم كه جسم است و جسم از
--> ( 1 ) . در اصل : از تن احوالها .