ناصر خسرو
27
گشايش و رهايش ( فارسى )
نكند بدان معنى كه در ما تقدم گفته آمده است ، سؤالات آنچه تحقيقى دارد بنويسيم و اگر در اثناء كلمات او مغالطهاى يا خبثى باشد بدان اشارت كرده آيد تا كسى را خيال فاسد رنجه ندارد و السلم . مسئلهء دوم دو چيز كه ميان ايشان هيچ زمان نباشد چگونه يكى از يار خويش پيش باشد . پرسيدى اى برادر كه : « دو چيز كه ميان ايشان هيچ زمان نباشد چگونه يكى از يار خويش پيش باشد ؟ » و گفتى كه اندر خرد چنان آيد كه آن دو چيز كه ميان ايشان روزگار نباشد يا هر دو قديم بايد يا هر دو محدث از بهر آن كه فرق ميان قديم و محدث آن است كه قديم از محدث به روزگار پيش بوده باشد چنان كه درخت قديم باشد و بار درخت محدث كه درخت پيش از بار بوده باشد و همهء قياسات قديم همين باشد ، و چون روزگار از ميان دو چيز برگرفته شود پيشى و پسى نماند ميان ايشان ، يا هر دو قديم باشند يا هر دو محدث ، و چون در ميانه پيش درست كرديم كه ميان بودش امر بارى سبحانه و ميان همهء بودنىها هيچ روزگار نبود و هر چه خواست به يك دفعت اندر او بوده شد [ 14 ] پس عالم و امر بارى هر دو قديم باشند و هيچ كس منكر اين نتواند شد كه نخست كاركن بايد آنگاه كاركرد پس از او باشد ؛ بايد كه ما را بيان كنى كه پيش و پس بىزمان چگونه بود تا بدان اعتقاد كنيم و حقيقت آن به تمامت بدانيم . جواب بدان اى برادر كه سؤال بر قانون راست بايد . چون مىگويد كه دو چيز است كه يكى از ديگرى پيش نبوده باشد آن هر دو يا قديم باشند