ناصر خسرو

17

گشايش و رهايش ( فارسى )

[ سرآغاز ] بسم اللّه الرحمن الرّحيم و به نستعين الحمد للّه ربّ العالمين و العاقبة للمتّقين و الصّلاة على سيّد المرسلين محمّد و آله أجمعين و سلّم تسليما كثيرا امّا بعد ، اين مختصر چند مسائل مختلف فيه است كه در قلم آمد ، مىگويد : دانستم اى برادر از بسته گشتن مسأله‌هايى كه شبهت اندر آن بسيار است و كسى را نيافتم كه وى به گشادن آن توان داشت ، و ليكن ما تو را اجابت كرديم در پرسيدن اين مسأله‌ها و نام نهاديم اين كتاب را گشايش و رهايش از آن كه سخن بسته را اندر او گشاده كرديم تا نفسهاى مؤمن مخلصان را اندر او گشايش و رهايش باشد ، ما نيز چون از دوستان مكلّفيم شرح بعضى از اين كلمات و نكته در اين موضع بگوييم تا جاى ديگر مكرّر نبايد كرد ، اسم اين كتاب به گشايش بعضى از اين كلمات حقّ است ، امّا رهايش را على الاطلاق مستجمع نيست ، و اين نكته از آن گفتم تا چون به وضعى كه نه رهايش باشد اشارت كرده شود ، ارباب معانى و اصحاب خرد دانند [ 2 ] كه آن كدام نكته است . به سر سخن بازشويم ، اكنون سؤالهاى تو را اى برادر ياد كنيم و