ناصر خسرو

113

گشايش و رهايش ( فارسى )

به دوزخ اندر افتد . و چون بر راه مردمى برود كه هم از ستورى بهره دارد و هم از فرشتگى كارى كه نصيب جسم اوست بكند ، و علم كه نصيب نفس است بياموزد بر صراط مستقيم رفته باشد ، و چون از صراط گذشت گويند به بهشت رسيد ؛ و هم چنان است از بهر آن كه چون به راه راست رود هم علم و هم عمل هر دو كار بندد . نفس او چون از اين كالبد برود كه صراط اوست به عالم علوى رسد كه محل فرشتگان است ، و بهشت بحقيقت . [ 115 ] و اندر دين مردم بايد كه به منزلت خود بايستد و برتر از محل خويش منزلت نجويد كه او را نباشد ، چنان كه مؤمن مستجيب بر " مأذون " بيشى نجويد كه من بهتر از اويم و دانم ؛ و مأذون « 1 » منزلت " داعى " دعوى نكند ، و نه داعى منزلت " حجّت " ، و نه حجّت منزلت " امام " ، و نه امام منزلت " اساس " و نه اساس منزلت " ناطق " . و هركه از اين گروه برتران سوى او قصد كند سوى دست چپ تافته باشد ، و هر كه از صراط بتابد ناچار به دوزخ اندر افتد . و هركه منزلت دست [ راست ] بازدارد و از فروتر از خويش بايستد او نيز از صراط مستقيم سوى دست چپ تافته بود ، و هركه از صراط بتابد ناچاره به دوزخ افتد . و هركه گويد : « مرا به آموختن حاجت نيست و من بهتر از آن كس دانم كه برتر از من است » ، وى دعوى فرشتگى كرده باشد . و هركه گويد : « مرا آنچه خداى تعالى از علم روزى كرده است مرا بس است » ، او به ستورى رضا داده باشد . اينها همه از صراط مستقيم تافته باشند و جاى همه آتش دوزخ باشد . پيغمبر عليه الصلاة بر اين هر دو گروه لعنت كرده است بدين خبر : « لعن اللّه المشتبهين من الرجال بالنساء و المشتبهات من النساء بالرجال » ، گفت : لعنت خداى بر مردانى باد كه

--> ( 1 ) . در اصل : مادون .