ناصر خسرو
110
گشايش و رهايش ( فارسى )
يَرْفَعُهُ » ، « 1 » نيكو كه همىگويد سوى او بر شود دليل آن است كه دست در تنزيل بايد زدن كه فرود اوست از بلندى و ما در بستيم تا به دو بر توانيم شدن . و چون خردمند بداند كه نفس كل چگونه مر علم لطيف خويش را به آفرينش اين عالم كثيف گردانيد و باز مر علم روحانى را بر زبان پيغمبران شريعت كثيف ، و مثلهاى جسمانى به خلق فرمودن داد ، بدمد كه اين رحمت ايزدى بود كه به دو رسيد . و چون مردم به كار بستن شريعت بكوشد علم تأويل مر او را به حاصل شود و او مر كثيف را لطيف گردانيده باشد و هر دو آلت را كه به دو دادهاند از تن و جان كار بسته باشد و مانند شده مر نفس كل را ، از بهر آن كه نفس كل علم بدانست و كار بكرد ، و مردم چون كار بكرد علم بدانست ، پس مانند او گشت . و هركه به كار كردن در شريعت خويش را مانندهء نفس كل كند نفس كل مر او را به علم مانندهء خويش كند ، چنان كه خداى تعالى مىگويد : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ « 2 » آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ » . « 3 » همىگويد : اى برگزيدگان ، اگر شما خداى را يارى دهيد خداى شما را يارى دهد و قدمهاى شما بر جاى بدارد . چون [ 112 ] مردم كار به دانش كرده باشد به فرمان رسول دور خويش و طاعت خداوند روزگار خويش بدارد مانندهء نفس كل شود ، و چون نفس او از كالبد جدا شود به عالم علوى بازگردد و بر اين عالم پادشاه شود و كار فرماى گردد ، پس از كار كردن بياسايد و از رنج به راحت جاويد رسد ، راحتى كه هيچ زبان آن را صفت نتواند كرد و نه بر هيچ دلى آن بتواند گذشت . اما ثواب ، و ثواب را معنى بازگشتن است ، و چون نفس فرمانبردار
--> ( 1 ) . فاطر ، 10 . ( 2 ) . در اصل : يا أيها الذين . ( 3 ) . محمد ، 7 .