الشيخ الصدوق ( مترجم : اردكانى )

3

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى )

يگانهء دورانست و در ميانهء طائفهء شيعه مشهور است بصدوق يعنى بسيار راستگو و او را امين الاسلام نيز ميگويند چنان كه محمد بن يعقوب كلينى رضوان اللَّه عليه را ثقة الاسلام ميگويند و علامهء حلى نور اللَّه المرقده در كتاب خلاصة الرجال ميگويد كه محمد بن على بن حسين بن موسى بن بابويه قمى ابو جعفر كه در رى فرود آمد شيخ ما و فقيه ما و وجه طايفهء اماميه بود در خراسان و در سال سيصد و پنجاه و پنج وارد بغداد شد و شيوخ طائفه اماميه از او شنيدند و او تازه سن و نوجوان بود و جليل و حافظ احاديث و براويان حديث بينا بود و اخبار را نقد كرده بود و در ميان قميان مثل او ديده نشد در حفظ و بسيارى علمش و او را قريب به سيصد تصنيف است كه بيشتر آنها را در كتاب كبير خود ذكر كرده و در سال قريب سيصد و هشتاد و يكم در رى وفات كرد رضى اللَّه عنه و چنان كه مشهور است و علماء نيز در كتب ذكر كرده‌اند او و برادرش حسين رحمة اللَّه بدعاى حضرت صاحب الامر صلوات اللَّه و سلامه عليه متولد شده‌اند و حضرت بشارت بوجود و فقاهت ايشان داده و همين شرافت ايشان را بس است و مؤلف رحمه اللَّه بعد از حمد خدا و صلوات بر پيغمبر و آل سعادت انتماء كه ما در اول ترجمه به همان عبارت ذكر كرديم گفته كه ابو جعفر محمد بن على بن حسين بن موسى بن بابويه قمى فقيه كه در شهر رى فرود آمده مصنف اين كتاب خدا او را بر طاعت و فرمان بردارى خويش يارى كند و او را از براى خوشنودى و پسنديدنش توفيق دهد . ميگويد كه « آنچه مرا بسوى تأليف اين كتابم خواند و داعى بسوى تصنيف آن شد اينست كه من گروهى از مخالفان خويش را يافتم كه گروه ما را كه فرقهء ناجيهء شيعهء اثناعشريه‌اند بسوى قول به تشبيه و جبر نسبت ميدادند به جهت آنچه در كتابهاى ايشان يافتند از اخبارى كه تفسير و شرح آنها را ندانستند و معانى آنها را نشناختند و آنها را در غير موضعهاى خود گذاشتند و الفاظ آنها را با الفاظ قرآن برابر نكردند و به اين واسطه صورت مذهب ما را در نزد جهال و نادانان زشت گردانيدند و طريقه و روش ما را بر ايشان پوشيده و آشفته كردند و مردم را از دين خدا باز داشتند و ايشان را