عبد الواحد الآمدى التميمي ( مترجم : شيخ الإسلامى )
1349
هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى )
الملوك 1 - السّلطان الجائر ، و العالم الفاجر أشدّ النّاس نكاية 1897 . 2 - اصحب السّلطان بالحذر ، و الصّديق بالتّواضع و البشر ، و العدوّ بما تقوم به عليه حجّتك 2468 . 3 - إنّ السّلطان لأمين اللّه في الأرض ، و مقيم العدل في البلاد و العباد ، و وزعته في الأرض 3634 . 4 - السّلطان الجائر يخيف البريّ 1191 . ستايش نمايد كه نشنواند تو را ( زيرا كه كسى متملق است و يا در مقام مدح مى خواهد به طرف بفهماند جز تملق نظرى ندارد ) . سلاطين 1 - پادشاه ستمكار ، و عالم بدكردار سخترين مردمند در كاويدن ( و در آزار با دست و زبان ) . 2 - با پادشاه به احتياط و با رفيق بفروتنى و خوشروئى ، و با دشمن به آنچه حجت تو بر او به آن به پا گردد ( بگونهاى كه هر كس آن را ملاحظه كند حق را به تو دهد ) مصاحبت نما . 3 - براستى كه پادشاه هر آينه امين خداست در زمين ، و بر پاى دارنده دادگرى است در ميان شهرها و بندگان ، و فرمانفرمايان اند كه مردم را از معاصى و ستم باز دارند ، ( صيغه جمع را به كار برده با اين كه سلطان مفرد است به اين حساب بوده كه سلطان حكم يك ملّت و جمعيتى را دارد ، مفرد آن وازع خواهد بود ، از اين حديث استفاده مىشود كه اگر پادشاه داراى چنين صفتى نباشد غاصب خواهد بود و بايد كنار رود و شخص دادگرى بايد جايگزين او شود ) . 4 - پادشاه ستمگر بى گناه را بترساند ( زيرا هر يك از آنها در طريق ضد