عبد الواحد الآمدى التميمي ( مترجم : شيخ الإسلامى )

1198

هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى )

20 - ليخشع للهّ سبحانه قلبك ، فمن خشع قلبه خشعت جميع جوارحه 7369 . 21 - ( 1 ) لقد علّق بنياط هذا الإنسان بضعة هي أعجب ما فيه و ذلك القلب ، و له موادّ من الحكمة و أضداد من خلافها ( 2 ) فإن سنح له الرّجاء أذلهّ الطّمع ، و إن هاج به الطّمع أهلكه الحرص ( 3 ) و إن ملكه اليأس قتله الأسف ، ( 4 ) و إن عرض له الغضب إشتدّ به الغيظ ( 5 ) و إن أسعده الرّضا نسي التّحفّظ ( 6 ) ، و إن غاله الخوف شغله الحذر ( 7 ) ، و إن اتّسع له الأمن استلبته الغرّة ( 8 ) و إن أصابته مصيبة فضحه الجزع ( 9 ) ، و إن أفاد مالا أطغاه 20 - بايد براى خداى سبحان دلت فروتنى كند ، پس كسى كه دلش خشوع نمود تمام اعضائش خاشع خواهد گرديد . 21 - ( 1 ) همانا در حقيقت در رگ دل اين انسان پاره‌اى ( گوشت ) آويخته شده كه آن عجيب ترين چيز است در او ، و آن قلب ( دل ) است ، و از براى آن ماده‌هائى است از حكمت ( كه منشاء فضائل انسانى است ) و اضدادى است بر خلاف آن ( كه منشاء اخلاق ناپسند خواهند بود ) ( 2 ) پس اگر آن را اميد ( به غير خدا ) عارض گردد طمع خوارش گرداند ، و اگر طمع آن را به جوش آرد و بر انگيزاند حرص آن را هلاك كند ( 3 ) و اگر نوميدى آن را مالك گردد ( بگونه‌اى كه اميد عفو خدا را نداشته باشد ) اسف و تأسف خوردن آن را بكشد ( 4 ) و اگر بر آن غضب عارض گردد خشم آن شديد گردد ( كه اراده انتقام داشته باشد ) ( 5 ) و اگر خوشنودى ( به دنيا و تبعات آن ) آن را مساعد گردد تحفظ و نگهدارى ( از خفت و ذلّت ) را فراموش نمايد ( 6 ) و اگر بر آن ترس ( از غير خدا ) غلبه كند يا آن را ترس فرا گيرد دورى ( از كار و از اقدام به امرى ) آن را مشغول سازد ( 7 ) و اگر ايمنى براى آن وسيع گردد ( پيوسته خود را در امن ببيند ) غفلت آن را بربايد ( ديگر به حفظ نگهدارى خود نپردازد ) ( 8 ) و اگر مصيبتى به آن برسد بى تابى و بى قرارى آن را رسوا كند ( 9 ) و اگر مالى را كسب كند توانگرى آن را به طغيان