عبد الواحد الآمدى التميمي ( مترجم : شيخ الإسلامى )
1131
هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى )
9 - إنّ الفحش و التّفحّش ليسا من خلائق الإسلام 3422 . 10 - من أفحش شفى حساّده 7816 . 11 - ما أفحش حليم 9582 . 12 - ما تسابّ إثنان إلّا غلب ألأمهما 9602 . الفخر و التفاخر 1 - ما لابن آدم و الفخر ، و أولّه نطفة ، و آخره جيفة ، لا يرزق نفسه ، و لا يدفع حتفه 9664 . 2 - لا تدلّنّ بحالة بلغتها به غير آلة ، و لا تفخرنّ بمرتبة نلتها من غير منقبة ، 9 - براستى كه ( زنا يا ) دشنام دادن و خود را بر آن داشتن ( و يا گوش كردن دشنام و عكس العمل در برابر آن نشان ندادن ) ، از خصلت هاى اسلام نيست . 10 - هر كه فحش گويد رشك برندگان خود را شفا بخشد ( چون در انظار خفيف شده آنها خوشحال شوند ) . 11 - هيچ بردبارى فحش نگويد ( دشنام دهنده هميشه خشمناك است بنا بر اين بايد كوشيد بردبار شد ) . 12 - دو نفر به يكديگر دشنام ندهند مگر آنكه لئيم تر آنها غالب خواهد شد ( چون اين كار از مختصات لئيم است ) . فخر و مباهات 1 - چيست براى پسر آدم با فخر كردن ( براى او عيب است ) در صورتى كه اول او نطفه ، و آخر او مرداريست ، نفس خود را روزى نداده ، و مرگش را دفع نكند ( يعنى قدرت آن را ندارد ) . 2 - هرگز به حالتى ( از دنيا ) كه به غير آلت و سببى رسيده باشى ناز مكن ( و بر