عبد الواحد الآمدى التميمي ( مترجم : شيخ الإسلامى )

579

هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى )

18 - لا تخاطر بشيء رجاء أكثر منه 10202 . 19 - لا ترجونّ فضل منّان ، و لا تأتمن الأحمق و الخوّان 10206 . 20 - يا أبا ذرّ إنّك ( إن ) غضبت للهّ فارج من غضبت له ، إنّ القوم خافوك على دنياهم و خفتهم على دينك ، فاترك في أيديهم ما خافوك عليه ، و اهرب منهم بما خفتهم عليه ، فما أحوجهم إلى ما منعتهم ، و ما أغناك عمّا منعوك ، و لو أنّ السّموات و الأرض كانتا على عبد رتقا ثمّ اتّقى اللّه لجعل له منهما 18 - به مخاطره و هلاكت مينداز چيزى را به اميد زيادتر از آن ( مثل اين كه پول زياد خرج مى كنند باميد رسيدن به منصبى ) . 19 - هرگز بر احسان منت گذارنده اميدوار مباش ، و احمق و بسيار خيانت كننده را امين مدان . 20 - ( اين فرازها خطبه 130 نهج البلاغه است كه حضرت براى ابى ذر فرموده هنگامى كه او را از مدينه به ربذه اخراج نمودند و سبب اخراج او اين بود كه معاويه براى عثمان نوشت كه ابو ذر جنايات تو را افشاگرى مىكند او هم دستور داد اين صحابى بزرگ را بر شتر بى جهاز تبعيد نمايند لذا او را به چنان شترى سوار كردند كه پوست و گوشت رانهاى او سائيده شده بود ، داستان او مفصل است كه بايد در جاى خود آن را مطالعه كرد على أى حال حضرت او را خطاب مىكند و مى فرمايد : ) اى ابا ذر تو براى خدا به خشم آمدى ، پس اميدوار باش به آنكه براى او خشمگين شدى ، براستى كه اين قوم ( عثمان و پيروانش ) بر دنيايشان از تو ترسيدند ، و تو بر دين خود از آنها ترسيدى ، پس واگذار در دست آنها آنچه را كه بر آن از تو ترسيدند ( دنيا ) ، و از ايشان بگريز با آنچه از آنها ترس داشتى ( دين ) ، پس چه محتاجند آنان بسوى آنچه تو ايشان را منع كرده‌اى ، و چه تو بى نيازى از آنچه منع كرده‌اى از ايشان ، و زود است كه بدانى فردا ( ى قيامت ) چه كسى سود برنده بوده ، و چه كسى رشك بسيار برد ، و اگر آسمانها و زمينها بر بنده‌اى بهم آمده ، آن گاه آن بنده