عبد الواحد الآمدى التميمي ( مترجم : شيخ الإسلامى )

530

هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى )

6 - من لم يحتمل مرارة الدّواء دام ألمه 9209 . 7 - لا دواء لمشغوف ( لمشعوف ) بدائه 10515 . 8 - لا شفاء لمن كتم طبيبه داءه 10516 . 9 - عجبت لمن عرف دواء دائه فلا يطلبه و إن وجده لم يتداو به 6271 . 10 - لكلّ حيّ داء 7274 . 11 - لكلّ علّة دواء 7275 . 12 - امش بدائك ( بدأبك ) ما مشى بك 2317 . نمى شود ( هر زمان كه مختصر شفايى پيدا كند اعتمادى به آن نخواهد بود ) . 6 - هر كه تلخى دواء را متحمل نگردد ، دردش دائمى خواهد شد . 7 - هيچ دوايى نيست براى كسى كه دوستى درد در غلاف دل او جا كرده است ( ظاهرا مراد دردهاى باطنى است مانند جهل و تكبر و حب دنيا ) . 8 - نيست شفايى براى كسى كه از طبيب خود دردش را پنهان كند . 9 - عجب دارم از كسى كه دواى دردش را مى شناسد پس جوياى آن نمى شود ، و اگر آن را يافت به وسيله آن مداوا نمى نمايد . 10 - براى هر زنده‌اى درد يا بيمارى است ( ممكن است مراد تسلى دل بيماران باشد كه بيمارى نصيب هر فردى خواهد گرديد ) . 11 - براى هر بيمارى دوايى است ( گاهى طبيب آن را تشخيص نمى دهد يا ممكن است مراد اين باشد كه هر كارى و هر دردى علاجى دارد نبايد مأيوس بود ) . 12 - با درد خود مدارا كن وقتى نسبت به تو مدارا مى نمايد و يا به راه و رسم خود و يا به هر طريقى كه با مردم مى توانى سلوك كنى ( البته به نحو شرعى ) سلوك كن به هر نحو كه تو را ببرد ( و تغيير راه و رسم مده ) .