عبد الواحد الآمدى التميمي ( مترجم : شيخ الإسلامى )

497

هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى )

170 - إنّما المرء ( في الدّنيا ) غرض تنتضله المنايا و نهب تبادره المصائب و الحوادث 3903 . 171 - آفة النّفس الوله بالدّنيا 3926 . 172 - إذا أقبلت الدّنيا على عبد كسته محاسن غيره ، و إذا أدبرت عنه سلبته محاسنه 4126 . 173 - إذا فاتك من الدّنيا شيء فلا تحزن ، و إذا أحسنت فلا تمنن 4134 . 174 - بالفناء تختم الدّنيا 4248 . 175 - بإيثار حبّ العاجلة صار من صار إلى سوء الآجلة 4314 . 176 - بئست الدّار الدّنيا 4420 . 170 - جز اين نيست ، آدمى در دنيا نشانه ايست كه مرگ ها در زدن آن مسابقه گذاشته‌اند ، و غنيمت و مركز تاراجى است كه مصيبت ها و حوادث به آن پيشى گيرند . 171 - آفت نفس شيفتگى نسبت به دنياست . 172 - هرگاه دنيا بر بنده‌اى رو آورد نيكوييهاى غيرش را بر او بپوشاند ( يعنى اگر خود او هم خوبى نداشته باشد اقبال دنيا خوبيهاى ديگران را به او نسبت دهد ) ، و چون از او پشت گرداند نيكوييهايش را از او سلب كند . 173 - هرگاه از دنيا چيزى از دست تو رفت محزون مباش ، و چون احسان نمودى منّت مگذار . 174 - به فناء و نيستى دنيا ختم مىشود ( پس به آن دل مبند ) . 175 - با برگزيدن دوستى دنيا ، رفته است كسى كه بسوى بدى آخرت رفته است . ( يعنى راه بدى رفته و بد راهى را برگزيده است ) . 176 - بد خانه‌ايست دنيا ( زيرا كه آدمى را از آخرت باز مى دارد ) .