عبد الواحد الآمدى التميمي ( مترجم : شيخ الإسلامى )

469

هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى )

النّار 2771 . 42 - ألا و إنهّ قد أدبر من الدّنيا ما كان مقبلا ، و أقبل منها ما كان مدبرا ، و أزمع التّرحال عباد اللّه الأخيار ، و باعوا قليلا من الدّنيا لا يبقى ، بكثير من الآخرة لا يفنى 2781 . 43 - أو لستم ترون أهل الدّنيا يمسون و يصبحون على أحوال شتّى ، فميّت يبكى ، و حىّ يعزّى ، و صريع مبتلى ، و عائد يعود ، و آخر بنفسه يجود ، و طالب للدّنيا و الموت يطلبه ، و غافل ليس بمغفول عنه ، و على أثر الماضين ما يمضي الباقون 2829 . گيرند به آن بهشت و نهايت آتش است . ( يعنى بايد امروز دنيا آدمى خود را به طاعات و عبادات ساغر سازد ، و فردا به بهشت پيشى گيرد ، و سر انجام آتش دوزخ است ) . 42 - آگاه باشيد كه در حقيقت از دنيا پشت نموده آنچه رو آورنده بود ، و از آن رو آورده آنچه پشت كننده بوده است ، ( ممكن است مذّمت از اصل دنيا باشد كه پيوسته كارش چنين است ، و يا مذّمت از زمان حكومت است كه بر اثر پيروى نكردن از حكومت نيكيها پشت كرده و بدى ها رو آورده است ) و بندگان نيكو كار خدا عازم كوچ كردن شدند ، و قليل از دنيايى را كه باقى نمى ماند به بسيار از آخرتى كه فانى شدنى نبوده فروختند . 43 - آيا چنين نيستند كه ملاحظه مى كنيد اهل دنيا شب و صبح مى نمايند بر حالات پراكنده پس مرده‌اى است كه بر آن گريه مى كنند و زنده ايست كه به او تسليت داده مىشود و افتاده ايست كه مبتلا گشته ، و عيادت كننده ايست كه عيادت مىكند ، و ديگرى در جان دادن است ، و طلب كننده دنيايى است كه مرگ او را طلب مى نمايد ، و غافلى است كه مغفول عنه نيست ، و بر پى گذشتگان است رفتن كسانى كه باقيند ( بنا بر اين شايسته نيست كه به چنين دنيايى كسى دل ببندد ) .