عبد الواحد الآمدى التميمي ( مترجم : شيخ الإسلامى )

364

هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى )

53 - و قال - عليه السّلام - في ذكر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم : قد حقّر الدّنيا و أهون بها و هوّنها ، و علم أنّ اللّه زواها عنه اختيارا ، و بسطها لغيره اختبارا 6705 . 54 - كنت إذا سألت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم أعطاني ، و إذا أمسكت ابتدأني 7236 . 55 - لبغضنا أمواج من سخط اللّه سبحانه 7342 . 56 - لقد رقعت مدرعتي هذه حتّى استحييت من راقعها ، فقال لي قائل ألا تنبذها فقلت له : اعزب عنّي ، على الصّباح يحمد القوم السّرى 7345 . در جاى خود قرار گرفت ) . 53 - حضرت در وصف رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فرموده : در حقيقت دنيا را حقير شمرده و كوچك دانسته ، و آن را سبك گردانيده و خوار نموده آن را ، و دانسته كه خداوند از روى اختيار ( كه خود برگزيده وقتى كه خداوند او را بين دنيا و آخرت مخير گردانيده است ) دنيا را از او گردانيده و براى غير او آن را از جهت آزمايش پهن گردانيده است . 54 - من چنين بودم كه هرگاه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم مى پرسيدم به من عطا مى كرد ( جواب سؤالم را مى گفت ) و چون خاموش مى نشستم خود ابتداء مى كرد مرا ، يعنى در تعليم من كوتاهى نداشت بلكه جدّى بود ) . 55 - از براى دشمنى ما موجهائى است از ( درياى ) غضب خداى سبحان ( نعوذ باللهّ من بغضهم و من سخطه ) . 56 - ( اين فراز تتمه كلامى است كه در آخر خطبه 159 نهج البلاغه ذكر شده با مختصر تفاوتى در آنجا حضرت سوگند مى خورد قسم به خدا ) بر اين جبه و جامه پشمينه خود چندان پينه دوختم كه از پينه زننده آن شرمنده شدم كه گوينده‌اى به من گفت : آيا آن را از خود دور نمى كنى ( يعنى دور نمى اندازى ) من به او گفتم : دور شو از من كه هنگام بامداد شب رو سپاسگزارى مىشود ( اين مثلى است كه براى كاروانها مى زنند ، در وقتى كه شب رنج و زحمت راه را كشيد بى خوابى