عبد الواحد الآمدى التميمي ( مترجم : شيخ الإسلامى )

151

هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى )

24 - و قال - عليه السّلام - : و قد مرّ بقذر على مزبلة : هذا ما كنتم ( عليه بالأمس تتنافسون ) تتنافسون فيه بالأمس [ و في خبر آخر ] أنهّ قال : هذا ما بخل به الباخلون 10023 . 25 - ويح البخيل المتعجّل الفقر الّذي منه هرب ، و التّارك الغنى الّذي إياّه طلب 10098 . 26 - لا تبخل فتقتّر و لا تسرف فتفرط 10310 . 27 - لا مروّة لبخيل 10438 . 28 - لا يبقى المال إلّا البخل ، و البخيل معاقب ملوم 10843 . 29 - الباخل في الدّنيا مذموم ، و في الآخرة معذّب ملوم 1733 . 24 - حضرت در وقتى كه بر چاه بالوعه‌اى كه سر آن گشوده شده بود و فضلات بيرون آمده فرمود : اين آنست كه شما ديروز در آن رغبت ، نسبت به آن بر يكديگر جلو مى زديد ( و در روايت ديگر دارد ) كه فرمود : اين آن چيزيست كه بخل كنندگان به آن بخل مى ورزيدند . ( و در نهج البلاغه نيز در كلمات قصار 186 نقل گرديده است ) . 25 - واى بر بخيلى كه در فقرى كه از آن گريخته شتاب كننده است ( و از ترس درويشى پيوسته درويش است ) و ترك كننده توانگرى كه آن را طلب نموده است ( يعنى بروش درويشان سلوك مىكند كه مبادا فقير شود و يا بلكه بتواند ثروت بيشترى بدست آورد ) . 26 - بخيلى مكن پس تنگ گيرى كنى ، و اسراف منما پس افراط نمائى ( و از حدّ در گذرى ) . 27 - هيچ مروّتى براى بخيل نيست . 28 - باقى نمى گذارد مال را مگر بخيلى ، و بخيل معاقب ملامت شده است . 29 - بخل كننده در دنيا بد ، و در آخرت معذب و سرزنش شده است .