جورج جرداق ( مترجم : حجازى )
85
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى )
پيكرهاتان از دنيا بيرون بريد كه در اين دنيا شما را مى آزمايند و شما را براى آن نيافريدهاند ، هنگامى كه انسانى مى ميرد مردم مى گويند از خود چه باقى گذارد و فرشتگان مى پرسند براى آخرتش چه پيش فرستاد خدا پدرانتان را بيامرزد پس برخى از سرمايههاى خود را پيش فرستيد كه هر چه باقى گذاريد براى شما زيان بخش است ) دنيا بمعنى پست است و نزديك ، از آن روى پست است كه انسان را بلجن مى كشد و به رسوب مى افكند و اين نمودار يكى از طبايع انسان است كه قرآن هم به آن اشارت كرده و بخشى از عنصر انسانى را لجنى و رسوبى شمرده است و بخشى ديگر را خدائى و روح ، انسانهائى كه به پستى مى گرايند و در لجن ماده فرو مى روند آلوده و بويناك ميشوند و پست و پليد مى گردند چنان كه گنداب پيكرشان پهنهء جامعه و تاريخ را به عفونت مى كشد و كرمكهائى از پيكر پوسيدهشان مى رويد كه حامل بيمارى و مرگند و آخرين آثار حيات را مى بلعند و لجنزارى مى - سازند كثيف و زشت و بدبوى و انسان ناخودآگاه در اين گنداب فرو مى رود و مى ميرد و همين است مفهوم ( حما مسنون ) يا لجن گنديده و چنين انسانهاى مسخ شدهاى را هم اكنون مى بينيم كه هزاران خوك كثيف در هستهء سلولهاشان نفير مى كشند گر چه جامهء آدمى بر پيكر پوشيدهاند و دم از اصالت انسان مى زنند ، انسانى خونخوارتر از گفتار
--> ( 1 ) - خطبهء 194 نهج البلاغه