جورج جرداق ( مترجم : حجازى )

74

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى )

تكيه‌گاهى است كه ويران مى گردد و هر فرار كننده‌اى كه به آن روى آورد و بظواهر فريبايش اطمينان يابد ، دنيا به او لگد مى پراند و تيرهايش را بسوى او پرتاب مىكند و ريسمانهايش را به گردن مردان مى افكند و آنها را به تنگى گور مى كشاند ، بخانهء ترسناك و جايگاهى كه دستاوردهايش را از نيك و بد مى نگرد ، آيندگان هم بدنبال گذشتگان مى روند و مرگ گريبانگيرشان مىشود و بنابوديشان مى كشاند ) اينها همه نمودارهاى سياهى و تكاثف ماده است كه چون در برابر معنويت انسان قرار گيرد و از حركت و تلاش انسانيش بازدارد بناچار در لجن سياه آبشخور دنيا كه هميشه كدر و گل آلود است فرو مى رود و وجودش رسوب مىكند و از حركت باز مى ماند و سرانجام بگور سيه‌روزى سرنگون مىشود و لجن زا و لجن زاده مى گردد و ديگر پرواز و عروجى ندارد . دنيا دورانى ناپايدار است و نورهاى فريبايش زود بخاموشى مى گرايد و سايه‌اى كه بر سر مردم مى گستراند زود برچيده مىشود و تكيه‌گاه ويران شده‌اى است كه نمى تواند پشتيبان انسان باشد و حيوان سركشى است كه به كسى سوارى نمى دهد بلكه لگد مى پراند و تيرانداز ماهرى است كه نيرومندترين مردان را به خاك مى اندازد و با ريسمان سياه جادوئيش همه را بسراشيبى گور مى كشاند قدرتهاى بزرگ جهانى

--> ( 1 ) - خطبهء 82 نهج البلاغه