جورج جرداق ( مترجم : حجازى )
54
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى )
و رغبت مردم از آن بپايان مى رسد ولى آهنگ روحنواز قرآن و اين ترانهء حيات بخش و هدايتگر آسمانى آن چنان دلنواز و روح پرور است كه هرگز به اندراس و كهنگى نمى گرايد و هر بارش كه بخوانند گوئى همان لحظه از آسمان فرود آمده است ، علامه اقبال لاهورى گفت قرآن را چنان بخوان كه گوئى بر تو نازل مىشود . موج معنويش تار دلها را بنوا مى افكند و جانها را گرم و روشن مى سازد و انديشهها را برمى انگيزد و نشاط و روح و شادابى و اميد مى بخشد و گاه چنان مى ترساند كه بند از بند انسان بتكان مى اندازد و حيات پديد مى آورد . . . و زندگى و عشق مى آفريند زيرا روحى است كه از امر خدا برخاسته ، نغمهاى است ما ورائى ترانهاى است بهشتى آهنگى است جاودانى ، سخنى است برتر والاتر و عاليتر كه كتاب مبين است و كلام خداست و من نمى دانم و نمى فهمم كه چه مى گويم و چه بگويم ، آخر اين خداست كه با همهء جلال و شكوه و كبريائى و قدرت و اراده و مشيت و خشنودى و خشم با همهء صفاتش و ذاتش كه خودش ، همان ذات و عين و نفسش جل جلاله با آن همه كبريائى و عظمت وجود و جبروتش با انسانى ناتوان سخن مى گويد و اين آن چنان معجزهاى است كه بدرك هيچكس نيايد و كس نتواند كه معجزهء اين فرود را دريابد كه اگر همهء كرات آسمانى و كهكشانهاى بى كران هستى را با همهء بزرگى در كاسهاى سفالين بگنجانند اين معجزه در برابر معجز آنكه سخن خدا در قالب حروف الفبائى در آيد هيچ است آرى حرف الفبائى همچون ، الم ، الر ، حمعسق ، كهيعص ،