جورج جرداق ( مترجم : حجازى )

33

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى )

سرمايه‌دار و اشرافى قريش كه با نهضت پاك برادرزاده‌اش بمبارزه برخاست و ديوانه‌اش خواند و همسرش آتش بيار معركه شد و آن قدر با پيامبر جنگيد كه زبان وحى خدا بسخن آمد و شعار مرده باد برايش در داد و تا قيامت بفضيحتش كشيد . عموى ديگرش حمزه بود كه كمان خود را بر سر ابو جهل شكست و سردار نامور نهضت شد و در احد جان باخت و سيد الشهداء شد بلى على درست گفت كه فرمود : ( الف به اخوانا و فرق به اقرانا ) على چون مى بيند كه نمى تواند آنسان كه بايد محمد را بستايد رو به خدا مى آورد و از خداى محمد مى خواهد كه به روان مقدس پيامبرش درود بفرستد و خاضعانه چنين نغمه سر مىدهد . « اى خدائى كه زمينها را گستردى و آسمانها را برافراشتى و نگه داشتى و دلها را كه به اختيار خويش بدبختى و نيكبختى را برگزيدند آفريدى ، درودهاى فراوان و بركتهاى افزونت را بر محمد كه بنده و فرستادهء تو است فرو فرست ، پيامبرى كه بدوران پيشين نبوت خاتمه بخشيد و درهاى بسته را بر روى مردم بگشود و حقيقت را به حق آشكار ساخت و سپاهيان باطل را در هم شكست و قدرت گمراهان را در هم كوبيد ، بار سنگين رسالت را بدوش گرفت و براى اجراى فرمانت به پا خاست و در راه خشنودى تو بشتاب آمد بى آنكه گامهايش از پيشروى بازماند و اراده‌اش بسستى گرايد ، امواج وحى تو را دريافت و نگه داشت و بر پيمانت استوار ماند و براى اجراى فرمانت بتلاش افتاد ، تا اين كه پرتو هدايت را گسترد و راه را براى