جورج جرداق ( مترجم : حجازى )
12
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى )
بى نيازى پروردگار ثابت مىشود كه فِيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ و چون مردى از امام خواست كه خداى را برايش چنان بستايد كه گويى او را مى بيند ، از چنين درخواستى خشمناك شد و همه را به مسجد فرا خواند و بمنبر رفت و چنين فرمود . « ستايش خدائى را سزاوار است كه چون نبخشايد ، گنجينهء احسانش فزونى نيابد و اگر ببخشد ذخاير اعطايش نقصان نپذيرد زيرا هر بخشندهاى بجز خداوند ، سرمايهاش پايان مى يابد و هر كس نبخشايد ، به پستى و بخل شناخته مىشود ولى او خداوند بخشندهاى است كه به اعطاى نعمتهاى فراوان منت مى گذارد و به ميزان بخشندگيهايش مى افزايد ، همهء آفريدگان روزيخوار احسان اويند كه روزى همگان را تعهد فرموده و براى هر جنبندهاى باندازهء معين روزى و توشهاى تقدير فرموده است ، هر كس كه بخواهد به راه او برود و او را بجويد ، راه روشنى فرا پيشش نهاده است ، بخشندگيش در برابر درخواست نيازمندان ، بيشتر از آنچه از او نخواهند نيست ( مردم چه بخواهند و چه درخواست نكنند از انعامش بهرهمندند ) آغاز همه چيز است و چيزى بيش از او نيست و فرجام همه چيز است و چيزى پس از او نباشد ، بمردمك چشم ، ياراى آن نبخشد كه به او رسد و ذاتش را دريابد ، روزگار و زمان بر او نگذرد كه بذاتش ديگرگونى دهد و در جايگاهى جاى نگيرد كه جاى بجا مىشود اگر آنچه طلا و نقره در گنجينهء كوههاست و گوهرهائى كه