ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
29
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
كه با خداوند در حالى روياروى شوى كه بيش از اين خون مسلمانان بر گردنت باشد . به صلح و اطاعت درآى و در مورد حكومت با كسانى كه شايستهء آن هستند ، ستيز مكن ، تا خداوند بدين گونه آتش فتنه را خاموش فرمايد و وحدت كلمه ارزانى دارد و موجب اصلاح گردد . و اگر چيزى جز پافشارى و ادامه در گمراهى خود را نپذيرى ، با مسلمانان آهنگ تو خواهم كرد و با تو خواهم جنگيد تا خداوند كه بهترين حكم كنندگان است ، ميان ما حكم فرمايد . معاويه در پاسخ به امام حسن چنين نوشت : از بنده خدا معاويه امير المؤمنين به حسن بن على ، سلام خدا بر تو باد ، نخست همراه تو خداوندى را كه خدايى جز او نيست مى ستايم ، اما بعد ، نامهات به من رسيد و آنچه را در مورد فضيلت محمد رسول خدا نوشته بودى فهميدم ، كه او از همگان و همه گذشتگان و آيندگان كه كهن بوده يا نو خواهند بود و چه كوچك و چه بزرگ به فضيلت سزاوارتر است . آرى به خدا سوگند كه رسالت خويش را تبليغ كرد و خير خواهى و هدايت فرمود و خداوند به وسيلهء او مردم را از نابودى رهايى بخشيد و از كور دلى به روشن بينى و از نادانى و گمراهى به هدايت رساند . خداى او را شايستهترين پاداش دهاد به شايستهترين پاداشى كه از سوى امتى به پيامبرش مىدهد . درودهاى خداوند بر او باد روزى كه متولد شد و روزى كه به پيامبرى برانگيخته شد و روزى كه قبض روح شد و روزى كه دوباره زنده مىشود . از رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ستيز مسلمانان در مورد حكومت پس از آن حضرت و غلبه جستن آنان بر پدرت سخن گفته بودى ، و به تهمت ابو بكر صديق و عمر فاروق و ابو عبيدة امين و حوارى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و افرادى صالح از مهاجران و انصار تصريح كردهاى و اين كار را براى تو نپسنديدم كه تو مردى هستى كه در نظر ما و مردم ، هيچ گمان بدى به تو برده نمى شود و بى ادب و فرو مايه نيستى و من دوست مى دارم كه سخن استوار بگويى و همچنان شهره به