ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

14

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

نسبت به او داراى محبت سخت بوده است و فاطمه عليها السّلام پارهء تن رسول خداست و بدون هيچ شبه‌اى دختر از لحاظ نسبت نزديكتر از پسر عمو است . اما سخن در بارهء اينكه كدام يك به ديگرى شرف يافته است ، حقيقت موضوع چنين است كه اسباب شرف و برترى على عليه السّلام بر مردم چند گونه است ، بخشى از آن متعلق به فاطمه عليها السّلام و بخشى متعلق به پدر فاطمه صلوات اللّه عليه است و بخشى ديگر متعلق به خود على عليه السّلام است . آنچه كه متعلق به خود على عليه السّلام است ، مسائلى چون شجاعت و پاكدامنى و بردبارى و قناعت و پسنديدگى اخلاق و گذشت و بزرگوارى اوست و آنچه كه متعلق به رسول خداست علم و دين و عبادت و پارسايى و خبر دادن از امور غيبى و پيشى گرفتن به اسلام است . و آنچه وابسته به فاطمه عليها السّلام است ، موضوع ازدواج با اوست كه بدين گونه علاوه بر قرابت نسبى شرف خويشاوندى سببى و دامادى هم بر او افزوده شده است و مهمتر از آن اين است كه فرزندان و ذريه على از فاطمه در واقع ذريه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و اجزايى از پيكر شريف و ذات آن حضرت بوده‌اند ، كه فرزند از نطفه مرد و خون زن است كه جزئى از ذات پدر و مادر است و اين موضوع همواره در فرزندزادگان و نسلهاى آينده هم خواهد بود ، و اين است سخن و عقيدهء شرف يافتن على عليه السّلام از پيوند با فاطمه عليها السّلام . اما شرف يافتن فاطمه از پيوند با على چنان است كه هر چند دختر سرور همه جهانيان بوده است ولى همسرى على بر او شرف ديگرى بر شرف نخست افزوده است . آيا اگر پدرش به عنوان مثال او را به همسرى انس بن مالك با ابو هريره در مى آورد ، چنين شرف و بزرگى و جلالى را كه اينك داراست مى داشت همچنين اگر ذريه زهرا از ابو هريره و انس بن مالك مى بودند ، هرگز احوال ايشان در شرف به حال كنونى ايشان نمى رسيد . ابو الحسن مدائنى مى گويد : امام حسن عليه السّلام بسيار ازدواج كرد ، با خولة دختر منظور بن زبّان فزارى ازدواج كرد كه براى او حسن بن حسن را آورد . ام اسحاق دختر طلحة بن عبيد الله را به همسرى گرفت كه براى او پسرى آورد و او را طلحه نام نهاد .