ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

57

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

ميوه‌هاى آنان بركت دهى ، خدايا مدينه را براى ما دوست داشتنى قرار بده و وبايى - تب و نوبه‌اى - را كه در آن است به منطقهء خم ببر ، پروردگارا من ميان دو سنگلاخ مدينه را - اين سو و آن سوى آن را - محترم و جاى امان قرار دادم همانگونه كه دوست تو ابراهيم مكه را آنچنان قرار داد . » واقدى مى گويد : خم در حدود 3 ميلى جحفه قرار دارد . پيامبر ( ص ) ، عدى بن ابى الزغباء و بسبس بن عمرو را پيشاپيش گسيل فرمود . در اين هنگام عبد الله بن عمرو بن حزام به حضور پيامبر ( ص ) آمد و گفت : اى رسول خدا از آنكه اينجا فرود آمدى و سپاه خويش را سان ديدى بسيار شاد شدم و فال فرخنده زدم ، چه اينجا لشكرگاه ما كه بنى سلمه هستيم بود ، در آن جنگى كه ميان ما و مردم حسيكه صورت گرفت . واقدى مى گويد : منظور همان حسيكة الذباب است ، و ذباب نام كوهى كنار مدينه است و يهوديان آنجا خانه و سكونت داشتند . عبد الله بن عمرو بن حزام گفت : اى رسول خدا ما هم همينجا سپاه خود را سان ديديم و به هر كس كه ياراى حمل سلاح داشت ، اجازهء شركت در جنگ داديم و كسانى را كه كوچك بودند و ياراى حمل سلاح نداشتند برگردانديم . سپس به جنگ يهوديان حسيكه كه عزيزترين يهوديان آن روزگار بودند رفتيم و آنان را آنچنان كه مى خواستيم كشتيم ، و نتيجه آن شد كه يهوديان ديگر تا امروز براى ما خوار و زبونند ، و اى رسول خدا آرزومندم ما و قريش هم كه روياروى مى شويم ، خداوند چشمت را روشن فرمايد . واقدى مى گويد : چون روز بر آمد ، خلاد بن عمرو بن جموح به خانه خود در خرباء برگشت ، پدرش عمرو بن جموح به او گفت : فكر مى كردم رفته‌ايد . خلاد گفت : پيامبر ( ص ) مردم را در بقع سان مى بيند . عمرو گفت : چه فال فرخنده‌اى ، به خدا سوگند اميدوارم غنيمت يابيد و به مشركان قريش پيروز شويد ، همينجا محل فرود آمدن ما بود روزى كه به حسيكه مى رفتيم . گويد : پيامبر ( ص ) نام آنجا را تغيير داد و سقيا نام نهاد . خلاد گويد : در نظر داشتم آن چاه را بخرم كه سعد بن ابى وقاص آن را به دو شتر نر جوانه خريد و هم گفته‌اند براى